اول بگم چون به نظر خودم خنده دار بود میگم
شاید شمام بخندید و نکته علمی پندی اندرزی نداره
خانواده م نمیخواستن بدونن ک رفت و آمد داریم که بعد اگه رسمی شد بگیم
جلسه ای که قرار بود حرف بزنیم یهو زن عموم اینا اومدن بعدشم خاله م اینا. و دخترش😂😂
خواهرمم و شوهرشم اومدن (البته خواهرم در جریان بود)
ماهم تو. اتاق داشتیم حرف میزدیم که اینا اومدن
یهو مامانم زنگ زد رو گوشی گفت بهش بگو چون اینا نشستن از پنجره بره بیرون 😂
یعنی قبلش مامان خواستگارم میگه اگه میخوای فامیلا نفهمن به پسرم بگو از پنجره یا دری هست بره 😂
منم گفتم روم نمیشه گوشی میدم به خودشون بگو
وقتی گفت
با تعجب از من پرسید علت خاصی داره؟ 😂
منم گفتم میخوان کسی نفهمه از فامیلا اونم تو عمل انجام شده قرار گرفت
اتاقم یه پنجره خیلی گنده داره یعنی جای یه دیوار کلا پنجره س و تو حیاط باز میشه
پنجره رو کشیدم بازم کنم خوردم زمین 😂(که بعد متوجه شدم پام دررفته)
دیدم حیاطم شستن خیسه بهش گفتم بمون برم کفشتو جلو در بیارم... گفت نه و فلان من رفتم کفششو بیارم ک مامانم یهو آورد
خلاصه اون رفت
بقیه شو کامنت میزارم اینجا جا نمیشه