یه دوستی دارم ، هررررر کاری بکنم حتما اونم باید عین اونکارو انجام بده
یادمه میگفت شوهر دوست نداره، از ازدواج متنفره ، تا دید ازدواج کردم خودشو کشت تا سریع شوهر کرد، بعد میگفت از بچه متنفره، من دخترمو باردار شدم ، خون به پا کرد تا حامله شد ، چون شوهرش شرایطش مساعد نبود و بچه نمیخواست ، حتی عکس پروفایلشو با من ست میکنه ! از سره خریت و حماقت بچه ی دوممو سقط کردم ، بعدش گفت دو بار بچه سقط کرده عمدی!!! برای خونم وسایل بخرم ، میره عین اونو میخره، میگفت از دختر بچه بدشون میاد ، الان بچه ی من دختره ، خودشو میکشه تا یه دختر بیاره ، همش از من حرف میکشه ، تا عین کارایی که میکنم رو بره انجام بده ! جالبه برام