حوصله ندارم بنویسم چون دو روز دیگه الکی الکی میترکونن هدر میره تراوشات ذهن خستم.من همون پیر پسر دو سال پیشم الان تکیده تر و فرتوت تر و تنهاتر از قبلم.قبلا صفر بودم الان منفی پنج
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری... من مه الوده تر از گردنه حیرانم ...بغض باران شده ی چشم تر گیلانم ممکنه صدتا مشکل واستون پیش بیاد، ممکنه بارها با هم دعوا کنین و حتی مقطعی از هم متنفر بشین. فقط یه نصیحت بهتون میکنم هیچوقت نه همدیگه رو تحقیر نکنین و نه حرمت همدیگه رو بشکنین. رابطهای که حرمتش از بین رفته یه رابطهی تمام شدهست🩵
از اونی که روزی ده بار میگفت دورت بگردم چخبر؟! هنوز داره میگرده یا تو اولین خروجی پیچید به بازی؟!:) گاهی اوقات حسرتِ تکرار یک لحظه،دیوانه کنندهترین حس دنیاست🥲