من شاغل نیستم اما جدیداچندتاکلاس میرم وقتم پرشده بعضی کاراروانجام میده اماامروززودترازمن میاد بهش گفتم نهارگرم کن گفت من بلد نیستم صبر میکنم تابیایی
لطفا اگرازپستی درتایپکی گذاشتم خوشتون اومدیادرتایپکی کمکتون کردم لطفابرای سلامتی وسربلندی وخوشبختی همسروبچه هام دعاکنید هوای یکدیگر را داشته باشیددل نشکنیدقضاوت نکنیدهنجارهای زندگی کسی را مسخره نکنیدبه غم کسی نخندیدبه راحتی از یکدیگر گذر نکنیدبه سادگیِ آب خوردنبر دیگری تهمت ناروا نبندیدبه حریم آبروی دیگریبدون اجازه وارد نشوید ...آدمها دنیا دو روز است !هوای دل یکدیگر را بیشتر داشته باشیم 💖
ولی بااینکه حال شدیدا کمبود خواب دارم تا حدی که دارم مریض میشم همسر هم تا جایی که بتونه کمکم میکنه آشپزی بلد نیست ولی شستن ظرفها و جارو و یا نطافت کلی انجام میده گاهی
خرید بیرون هم کلا باخودشه
منم آشپزی تقریبا ۸۰درصد نطافت خونه و درس و امور دختر وپسرم
شاغلم. ساعت کاریمون طوریه که با ترافیک، ۷ صبح میریم، ۷ شب میاییم. تو هر کاری که لازم باشه کمک میکنه
مثلا دیشب فقط شام درست کردم و زود خوابیدم، چای اماده کرد، ظرفا رو شست، برای امروز ناهار برنج پخت، صبح هم صبونه حاضر کرد. بعضی وقتام اون خیته س من اینا رو انجام میدم
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "