نمیدونم چه کنم بعد ده ماه از فوت بابام هنوز تو غمش دارم میسوزم ..دکترم رفته بود دوماه قرص خوردم ..اما دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه..همه جا بابامو میبینم ..دیگه حتی دختر کوچکمم که انقدر دلم میخواستش خوشحالم نمیکنه ..گوشه گوشه خونه گوشه گوشه این شهر دنبال بابام میگردم ...خدایا چطور دلت اومد اینکارو بامن بکنی ....نمیدونم چه کنم ...من زندگی نمیکنم در اصل مردگی میکنم .....