داشتیم چای می خوردیم بعد من ازش ی سوال پرسیدم خلاصه برداشت بمن گفت خر خل خنگ منم گفتم خودتی کثافت بعدش ب سمت همدیگه حمله کردیم یکی اون زد یکی من زدم تو سرش میگفتش بمن گفتی کثافت بعد تو اشپزخانه من گیر اورد دمپایی پرت کرد سمتم منم بلند گریه کردم مثه بچه ها گفت خفه شو دهنم ب زور بست شام نخوردیم رفتیم خوابیدیم من بزور بغل میکنه میگه ببخشید دیگه بی ادبی تعطیل
باز فرداش تا عصبی میشه فحش میده باز میاد منت کشی ب زور بغل میکنه ببخش قهر نباش قهر باشی میزنمت