ما ی ساله عقد کردیم ب هرکی بیشتر ازمن توجه میکنه حسودیم میشه یه خواهر کوچیک داره بهش گفتم وقتی زیاد بهش محبت میکنی حسودیم میشه بازم تکرار میکنه نمیدونم میخواد اذیتم کنه یا براش ناراحتیه من مهم نیست دیشب بخواهرش گفت شب بخیر نفس چیکار باید بکنم با این حسم😔شما ام مث من هستین یا ن؟
نه والا . یه فکری برای خودت بکن . شوهر منم برادرزادشو خیلی دوست داره . حسودی نمیکنم خدایی
یه مامان شاد و پرانرژی که جز شادی و ارامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ، خونه بهم ریخته مرتب میشه ، چای سرد شده رو میشه عوض کرد ، غذای یخ شده رو میشه داغش کرد، ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما دیگه بچه هامون 1ساله یا 2ساله یا 3 ساله و ... نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم پسر کوچولوی من مامان عاشقته
خیلیا میپرسن من ازدواج کردم یا نه؟من درحال حاضر مجردم، قبلا تا پای سفره عقد رفتم، روی صندلی هم نشستم حتی عاقد هم اومد تااینکه عروس و دوماد اومدن مجبور شدم پاشم.
نه من از خدامه به خواهرش محبت کنه. چون مجرده و دخترا ناز کشیدن دوس دارن.
ولی در کل منم حسودم به موفقیت های دیگران حسودیم میشه😫😫😫از دیشب فکر خانمی هستم که با لیسانس حقوق! معلم شده بود
😫😫😫منم دو سه ماهه بیکارم
سلام! کودکی خوبی داشتم ، اما تقریبا زود تموم شد...چشمامو که وا کردم تازه بدی هارو دیدم...اذیت شدم شکسته شدم. نوجوونیام به خودکشی هم حتی فکر میکردم...و ناگهان معجزه شد! تصمیم گرفتم عوض شم، کلا کوبیدم از نوساختم و شد! بعد هم پشت سرهم اتفاقات خوبی برام افتاد. هرچند تو دل همین زندگی خوب به شدت از زندگی سیلی هم خوردم! از تو دل این شکستا، غمها و خوشیها چیزایی که یاد گرفتم رو مجانی بهت هدیه میدم. ۱_ما آدما تنهاییم، تنهایِ تنها اینو هیچ وقت فراموش نکن. ۲_آدما عوض میشن، جوری که ممکنه غافلگیرشی. ودرنهایت تا اینجا اومدی یه صلوات هم مهمونم کن مشتی!
منم بدم میاد به خواهرزاده هاش میگه قلبم نفسم زندگی دایی اونام جونشون برا شوهرم درمیره ولی چیزی بهش نگفتم تاحالا
دارممتلاشیمیشومواینیکداستاننیست💔🥀وجزکلمهچیزدیگریندارم😞 ،خستهازصبوریبیشازحد؛؛؛خستهازایستادگی بالاترازتوان!وخسته از جنگیدن بیپایان ؛؛؛کجا بایدخودراتسلیم کنم؟ به چه کسی بگویم که دیگر نمیتوانم!؟😔