اینا رو دارم با اشک مینویسم۲۶سالمه به هیچ جایی نرسیدم.
الان ترم ۱روانشناسیم ولی هیچ علاقه ای ندارم.دلم میخواد دوباره کنکور بدم ترس از قبول نشدن دارم.
اگر نشم چی.
قبلاً یک بار عقد کردم جدا شدم.
هیچ هدفی ندارم فقط خیالبافی.
خسته ام.خیلی
امشب دیگه باید خود خدا بیاد بغلم کنه.دلم پره از دست خودم.از اینکه اینقدر پر توقعم.خدایا چرا من و آفریدی.
چرا اینقدر رویا تو سرم گذاشتی.
چرا اخه