داشتیم حرف میزدیم گفت شوهرت چرا کاراشو گذاشته گفتم بهش گفتم میخام برم خونه لباسامو عوض کنم گفت نمیخا بری برو لباس بخر بعد یهو برگشت گفت حواست باشه حامله نشیا تا مقدمات عروسیتون جور بشه 😐 منم زل زدم یه پنج ثانیه بهش گفتم نترسین شما اونقدرام هول نیستیم نمیدونم باید بم بر بخوره یا چی از حرفش!؟
عقدیم الان سه روزه خونه مادر شوهرمم شوهرم نمیزاره برم خونمون 😑