سلام خانوما خوبین
دیروز مادر شوهرم و ناهار دعوت کردم کتلت پختم براشون خونه رو جمع و جور کردم منتظر شدم بیان
اومد داخل کفشاشو انقدر محکم درآورد پرت کرد جوری که از راه پله افتاد پایین ولی من به این رفتاراش عادت دارم رفتم از پایین کفشاشو آوردم اون همینجوری رفت تو نشست رو مبل گفت نوشیدنی بده.
من باهاش خوب برخورد کردم سعی کردم با هم کنار بیایم
موقع ناهار که شد کتلتارو آوردم خوشگل چیدم با فلفل دلمه ای گوجه و سیب زمینی دو مدلم درست کردم گوشت و مرغ
نشست همین که لقمه اولشو بعد از چپ چپ نگاه کردن به سفره و غذا خورد شروع کرد به تیکه انداختن که الان تو این دوره زمونه دیگه زنا آشپزی بلد نیستنو هر چقدر برای خودشون ریخت و قیافه درست میکنن ده برابر داغونن و همینجوری تیکه انداخت من چیزی نگفتم
بعد شروع کرد گفت یبار لیلا (جاریم) ناهار منو دعوت کرد سه مدل پلو درست کرد انواع خورشتها و سالادا بعد تو غذایی درست کردی که میدونی من ازش متنفرم زنای مثل تو مادرشوهرشون میان خونشون براشون ده مدل غذا میپزن اونوقت تو اینو پختی پسر من داره پیش کسی مثل تو حیف میشه
بعد کتلتارو پرت کرد بهم کل میزو بهم ریخت منم بلند شدم اومد سمتم زد تو صورتم با پاش زد به پشت پام محکم به پهلومم زد موهامو کشید بخدا که غربتی و وحشی تر از مادر شوهر من نیست
بعد داشت که میرفت دو تا موز انداخت توی کیفش رفت درو نبست
خیلی از اون موقع ناراحت شدم قبلا بهم چند بار گفته بود چرا نمیتونی حتی عادی باشی انتظارای عادی که میشه از عروس داشتو نمیشه از تو داشت نگاه کن لیلا یه عروس همه چی تمومه خیلی بی نقصه یکم ازش یاد بگیر
من مثل یسریا الکی نمینویسم همه اینا اتفاق افتاده تاپیکم الکی نیست خیلی درد دارم بچمم لقد میزنه جدیدا واقعا ناراحت و نگرانم اینهمه درد دارم لطفا بهم راهنمایی کنید من خواهرم بهم گفت میتونی تو نی نی سایت با یه سری خانوما حرف بزنی راهنماییت کنن توروخدا راهنماییمکنید به شوهرم گفتم هیچی نگفت الان نمیدونم چیکار کنم اون همه زحمت کشیدم برکت خدارو پرت کرد رو زمین اینهمه با این که باردارم زدتم بهم فحش میده
ممنونم میشه بگید چیکار باید بکنم