دیروز پاساژ خرید رفتیم هرکسی رفت یه گوشه لباس پروو کرد منم مونده بودم کدوم لباس بهم میاد کدوم نمیاد 🙁تو آینه متوجه نگاه های مدیر پاساژ شدم دیگه تا آخر که اومدیم همش بهم نگاه میکرد نگاش کردم اخم کردم بازم از رو نرفت بیشعور الان یادم میاد حرص میخورم که چرا چیزی بهش نگفتم با نگاهش اذیت شدم دست خودم نیست چیکار کنم حالم خوب شه اعصابم بهم ریخته 😔