چند روز پیش بیرون بودم حس کردم مرتضی رو می خوام ببینم می خواستم بدم خونه اما گفتم یه کم وایسم مرتضی رو می بینم و واقعا دیدمش
امروز به مامانم می گفتم چقدر دلم شیرینی خامه می خواد و به مامانم گفتم یه حسی بهم میگه بابا امروز شیرینی خامه میخره و الان بابام از سر کار اومده و شیرینی خامه خریده
چند روز پیش که کلاس زبان رفته بودم یه حسی بهم می گفت تی چرمون اولین نفر از من پرسید و واقعا هم همین شد