امشب میخواستم برم بیرون اونم با عضو خونوادم انقدر سوال پیچ کرد که کجا میری کی میای و این حرفا😠 از پدری همینو بلده انگار آدم فقط شبها بره جایی دورازجون شما جنده میشه😠 حالا اگه یبار پرسیده باشه پول نیاز نداری؟ خودم ببرمت جایی؟ چیزی میخوای یا نه😠
وای چقدر زورم میاد که فقط بلدن دست و پای آدمو ببندن😡
قصه عشقی که میگم قصه لیلی مجنونه🖤با یه روایته دیگه لیلی جای مجنونه🖤مجنون سر عقل اومده شده آقای این خونه🖤تعصب و یه دندگیش کرده لیلی رو دیوونه🖤دیوانه تو بودن هم عالمی دارد🖤🖤🖤... نامم را از یاد مَبَر...من با صدایت نفس میکشم🖤.