2789
عنوان

داستانک

108 بازدید | 5 پست

آخر شب به هوای سیگار میرفتم تو پارک روی نیمکت مینشستم

یه شب یه مرد پیشم نشست گفت برا منم روشن کن

بدون اینکه تشکر کنه گرفت

پنجره روبرو را نشونم داد

یه زن از کنار پنجره نگاهمون میکرد

گفت عاشق هم بودیم ،گفتم خب

بلند شد همینجور که میرفت

گفت پارسال همین شب تصادف کردیم

مردیم!

فرزند ایران و جان فدای میهن 🥀💔 جمله ای که اندوهی سخت به قلبم می آورد.... بله من منطقی تصمیم میگیرم و با احساساتم برای تصمیمی که گرفتم عزاداری میکنم🙂😕 کتاب، شعر، موزیک و فیلم حالمو خوب میکنن🌿

😱

تی تی:شکوفه                                                         غم میونِ دو تا چشمونِ قشنگت؛لونه کرده....شب توو موهای سیاهت؛خونه کرده....دوتا چشمونِ سیاهت؛مثل شب های منه....سیاهی های دو چشمت؛مثل غم های منه....سیدم.

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

حالا خوابمون نمیبرد اگه این داستانک رو نمی خوندیم؟؟!!! 😐😐😐


  

فرزند ایران و جان فدای میهن 🥀💔 جمله ای که اندوهی سخت به قلبم می آورد.... بله من منطقی تصمیم میگیرم و با احساساتم برای تصمیمی که گرفتم عزاداری میکنم🙂😕 کتاب، شعر، موزیک و فیلم حالمو خوب میکنن🌿

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز