خسته شدم از این شرایط شوهرم کارش فروش لوازم ماشین ولی بازار خیلی خرابه خیلی هر چی داشتیم خرج کردیم میگم برو کارگری قبول نمیکنه خودم چی کار کنم با سه تا بچه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خوب کارگری شاید براتون نصرفه به راه حلهای دیگه فکر کنید مثلا جاشو عوض کنه بره تو مکانیکیها بازار یابی مثلا اینکه اگه مشتری بفرستم تخفیف بده بهشون یا پورسانت بده مکانیک شبا قبل از خواب واقعه بخونیدبشرط نماز اول وقت انشالله روزیتونروز به روز بهتر میشه
انشالله که خدا کمکتون کنه وازهمه ی گرفتاریها نجات پیدا کنید ورزق و روزی فراوان آسون وحلال وسریع ازجا ...
امیدوارم والا همش جر و بحث داریم خسته شدم نمیدونم چطور اینقدر غرورش رو دوست داره و بیخیاله من جاش بودم میرفتم جارو کشی ولی شرمنده زن و بچه ام نمیموندم واسه یه کیک تولد شرمنده بچه ام هستم