ای خدای مهربان چنانچه من؛ پدرم؛ مادرم؛ خانواده و نیاکانم با افکار رفتار و کارهایمان خواسته یا ناخواسته از بدو خلقت تاکنون سبب آزردگی تو شده ایم اجازه بده آنها را پاک کنیم تصفیه کنیم رها بشیم و تمام اون کارهایی که باعث این موانع در زندگی من شده اند و انرژی ها و امواج منفی رو پاکسازی و تبدیل به نور خالص کن و همینطور میشود یا مبدل السیئات بالحسنات... خدایا دوستت دارم؛ متاسفم؛ منوببخش؛ متشکرم.... خدایا شکرت بخاطر شادی هایی که از راه میرسند💕
در یک شب از شب های زیبا خدا تورا در دستانمان قراررداد و مارو لایق تو دانست از ان پس تو به زندگیمان رنگ ومعناو مفهوم دادی...پسرمون دارا عشق زندگیه مامانو باباش یه مردادیه جذاب
من به خاطر مشکلاتی که برام پیش اومده چهل روزه صبح چشمام باز میشه حالم بد میشه میگم باز روز شد برام د ...
زندگی این دنیا ارزش این همه غصه خوردن و زجر کشیدنو نداره گلم.خودت باید ب داد دل خودت برسی،توی وحشتناک ترین شرایط هم باشی بازم خودت میتونی با ی حال خوب،فکر خوب،حس خوب،...همه چیزو عوض کنی.فکرای منفی دور کن از خودت و سعی کن همه چیزو رو ب راه کنی.🌹
🖤زندگینامه آقاسیدرضاحسینی🖤ولادت: ۷۸/۵/۱۰❤وفات: ۹۷/۵/۲۱💔مادرآقا سیدرضایک شب خواب میبینن ی فردنورانی بچه ای باامامه وعبابهش میده میگه شیخ سیدجلالت روبگیربعدمادرش میفهمه حامله هست ودردوران حاملگی کلاس قرآن داشت.وقتی بچه بدنیاآمدقندش پایین بودوخیلی ریز ومریض بود،شب داداش بچه خواب میبینه امام رضابچه رو شفاداد سالم داده دستش ازفرداش اسمشو میذارن آقارضا وحالش خوب میشه شایدم بخاطر همینه که خیلی از مریضهارو شفامیده.آقارضا۱۰مرداد۷۸دررفسنجان روستای اسلام آباد بدنیااومد.ششمین وآخرین فرزندخانواده ودارای دوخواهر وسه برادربود.ایشون درخانواده ای مذهبی بزرگ شدن واز همون کودکی درمساجدوهیئتهاومکانهای مذهبی بود.ازبچگی حاجت میدادخیلی هانذرش میکردن وحاجت میگرفتن یکی بچه دار نمیشد نذرش کردوبچه دارشد.یکی مریضی سختی داشت وشفا گرفت و...بزرگ ک شدهمیشه توی مسجدو هیئتها بود.هرشب به یکی ازمساجدمحل میرفت وب مداحی علاقه زیادی داشت.همه اهل روستا اسلام آباددوستش داشتن.ایشون هفت سال عضو بسیج بود،کارت سبز داشت.تااینکه دیپلم گرفت وازبس امام حسین دوست میداشت ب عشق امام حسین رفت خدمت سربازی،کارت پایان خدمت بگیره بره پابوس آقاامام حسین بعدبره مدافع حرم بشه.دوره آموزشی ایشون باغین بودوبعدکه تقسیمشون کردن خدمتش افتاد سیستان بلوچستان شهرسرباز منطقه راسک ک نزدیک مرز بودوخیلی خطرناک ولی ایشون بخاطری خانوادش نگرانش نشن همیشه میگفت جای من خیلی خوبه خطری مارو تهدیدنمیکنه.هفت ماه خدمت کردشیخ پادگانشون قسم میخوردمیگفت بهترین سربازی بودکه دیدم اولین نفر پشت سرمن به نمازجماعت می ایستاده وماه رمضان درگرمای چهل درجه زیرآفتاب داغ تمام روزه هاش رو گرفته.همون محل خدمتش جشن تولدکوچکی روبادوستانش گرفت که ده روزبعدخبرفوتش رادادن.۲۱مرداد۹۷ساعت۹شب خبر مرگ ایشان رابه مادادن،مثل مادرشون حضرت فاطمه۱۸سال بیشترنداشتن.وصیت کرده بودن قبرشون مثل مادرشون حضرت زهرا(س) خاکی باشه و سنگ قبر نداشته باشن.قبرآقا سیدرضای عزیز:کرمان رفسنجان روستای اسلام آباد یا شاه جهان آبادقدیم قراردارد.