پنج ساله هر چند مدت یه بار ضعف سرگیجه سردرد شدید بیحالی اون قدر بیحالی بودم که حتی نمیتونستم حرف بزنم یه شب خواب دیدم یه مرد قدبلند وچهار شونه خیلی هیکلی باصورت قرمز با یه شنل بلند کلاه دار داره بهم نگاه میکنه تو خوابم آنچنان ترسی بهم وارد شد که تا چند روز بعد از بیداری هم تپش قلب ولرزش داشتم بعد از اون این حالت ها برام پیش اومد شش ماه تو اون خونه بودم همش خواب اون مرد رو میدیدم که انگار دنبالم میگرده منم خودمو قایم میکرد بعد همسرم رو مجبور کردن ازت خونه بریم چون واقعا اونقدر میترسیم که همه بدنم میلرزید تو طول روز اصلا فکرم هم به این چیزا نمیرسید