دوستان بهتره بعد از کلی تاپیک مادرشوهر کمی هم بخندیم خودمم خیلی استرس دارم لطفا کمی مطالب خوب بذاریم به هم انرژی بدیم ، من خودم وقتی دبیرستانی بودم یه بار با بابام بحثم شد منم الکی گفتم حالم بد شد فشار عصبی بهم آوردی و اینا بعد اونام محل ندادن و باور نکردن ، منم حرص خوردم پا شدم الکی تنها رفتم بیمارستان و اونجا گفتم فشارم افتاده حالم بده دکترم اصلا متوجه نشد الکی میگم و برام سرم و آمپول نوشت بعد برای بابام پیام رفته یود(از بیمه پیام میره) بعد یه جوری خودشو رسوند بیمارستان و کلی معذرت خواهی منم الکی گریه ميکردم از اون به بعد هم هیچگاه با من بحث نکرد🤣🤣🤣😜😜 اینم یه ترفند که یادتون دادم هر وقت یادم میفته بهش میخندم
من وقتی میام نی نی سایت👈🧔 من وقتی از نی نی سایت برمیگردم👈👴
از این مسخره تر که امروز اومدن پیش دخترم و منو از دخترم خواستگاری کردن؟
همسرم و دختر و پسرمم پیشم بودن
دختر کوچیکمم تو کالسکه پیشم بود ://
❌نفر دومی هستم که صاحباین کاربریه❌ رضوانه هستم سکوت در اثر بستن دهان نیست، در اثر باز کردن فکر است، هر چه فکر بازتر ، سکوت بیشتر،هرچه فکر بسته تر، دهان بازتر...!
😂😂😂😂 منم ی بار با مامانم و ابجیام رفته بودیم پارک ساعت ۱۱شب داشتیم برمیگشتیم دوست پسرمم هی زنگ میزد بیام از دور ببینمت منم گفتم خب فلان جاام بیا ببین منو یهو اومد ب عنوان مسافر کش جلومون وایساد مامانمم مقصد رو گفت اونم سوارمون کرد مامانمم جلو نشست ما هم این پشت مرده بودیم از خنده اخر سرم ک پیاده شدیم مامانم کرایه داد اونم گرفت