خوش ب حالا ک همچین مادری داره ک دلداریت میده..
مامانه من داره ...مت س ر و ی س میکنه ک چرا باهاشی!!!
از کجا معلوم ک اون رفت برگشت اومد جلووو..از کجا معلوم فلان از کجا معلوم بهمان..یعنی من مغزم رد داده..الانم دارم گریه میکنم مینویسم...خیلی همو دوست داریم..جقتمونم ۲۳..پسر خوبیم هست واقعا..۳ ساله باهمیم..نمیدونم چیکار کنم واقعا..امروز ک با مامانم بحثم شد شدیییید رفتم بیرون پیشش ک البته مامانم نمیزاشت برم..
رفتم صحبت کردم گفتم مامانم میگه با خانوادت صحبت کن بیان جلو و اینا..یعنی بدبخت دوس داره بیاد جلو شرایطش جور نیس الان..مشکلات دارن یکم..ولی مامانم اینو متوجه نمیشه🙂
حالا گفت اموزشیمو برم بیام با خانوادم اشنات میکنم..حالا اونا از دور خبر دارنا..رسمی نشده ولی..دیگه نمیدونم اخرش مامانم میزاره این رابطه بمونه یا نه!
فقط خدا میتونه یه کاری برام بکنه..چون واقعا دیوونه شدم از این حرفا..و یه وقتا فکر خودکشی میاد سرم از دست حرفای مامانمو تحقیراش و تهمت هاش