2777
2789
عنوان

رمان بی نام

| مشاهده متن کامل بحث + 1216 بازدید | 27 پست
 یعنی کلشو یادمه ب جز اسم رمان و شخصیتاش 🤣

😅😅😅

من باکسی خودمو مقایسه نمیکنم!خوب یابد! تک هستم منحصربه فردهستم ! طبق سلیقه ی خداوندآفریده شدم وکی خوش سلیقه تر از پروردگارم ؟! دوست دارم آروم باشم مثل خداوند!کسی ازم انتقادکرد سکوتی داشته باشم ازجنس سکوت خداوند!میگن عشق خداوندبه بنده هاش ازعشق مادرهم بیشتره!!!🥺خداوندم بغضم میگیره ازاینکه اینهمه دوسم داری!!!خدایا یعنی کی توروبغل گرفته که اینقدرارومی؟!هیچکس؟؟؟ پس خدایاخییییلی باکلاسی که تک پری😉 خداوندم آرامشی میخواهم مثل آرامش تو!🥺.خدایا دمت گرم خیییلی بامرامی😎همه جوره هوای بنده هاتو داری ورفاقتی باهاشون را میای! دوست دارم رفیق بامعرفتم هواموداری پس نگران هیچی نیستم خودمورهاکردم به تصمیم های عاقلانه ی تو!...💚(سرم بالاست؛اخه بالاسرم خداست)💚

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

 یعنی کلشو یادمه ب جز اسم رمان و شخصیتاش 🤣

بدلیل اشرافتون به این رمان فک میکنم این حقو دارید که خودتون براش اسم بزارید😄

میتونید یه تاپیکم بزنید و از دیگران بخواید بهتون اسم پیشنهاد بدن😁

آره فکر خوبیه، بعد نویسنده اصلی میاد میگه این که رمان منه، بعد اونجا اسمشو ازش میپرسید😂😂

خوشحالم میشه اینقد تاثیر گذار بوده رمانش😉 

ولی خیلی رو مخه اسمش یادم نیس  یعنی چی اخه🤦‍♀️

سلام من خیلی وقته دنبال یه رمانم 

یه دختری که برادر نا تنی داشت و بعد از مدتی به اون علاقه مند میشه و یه مدت هم از هم دور میشن 

و یه سکانس هم داشت که پسره زخم های تنشو لب ساحل ساحل به دختره نشون میده که حاصل اذیت و آزارهای بچگی ش بوده و مادر دختره هم در جریان علاقه این دو تا به هم نیست و بعدا مطلع میشه فکر کنم اسم مادرش نهال بود 

اگه کسی این رمان رو میدونه اسمش چیه بهم بگه لطفا خیلی دنبالشم 

سلام عزیزم  خلاصه ای ازش بگو شاید اسمش بدونم

یه دختر پسر کرمانی بودن پسره کفش فروشی داشت دختره رفت دیوار به دیوار کفش فروشی کتاب فروشی زد 

دختره ۳ ۴ تا خواهر زاده برادر زاده هم سن خودش داشت و شابد بزرگ تر 

ته تغاری خونشون بود باباش فوت کرده بود مادرش مسن بود و کلی با خواهر زاده برادر زاده هاش رفیق بود و....

هرجا میگردم اسمش نیست و یادم نمیاد 

اسم رمانه فکر میکنم هم اسم کتابفروشی دختره بود 

اسم دختره نگاه بود نگاه

سلام ممنون میشم اگه اسم این رمان و بگید خیلی وقنه دنبالشم ب دختره تجاوز میشه و موقع سقط بچه تصادف میکنه و مجبور میشه با عموی پسره ازدواج کنه حتی یکی از پاهاش کوتاه میشه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز