سلاام
چطولی عشقولی
ن خخخ
بخدا ازون روز ببعد دیرترم بیدارمیشم
چندبار ب شوهرم گفتنو منم گفتم گناه ک نکردم تو ی ساختمون نشستم باهاشون تازشم ازمنم سرحالترن و ی دخترمجرد کنارخودش داره
چرا انقد منو تحت فشار قرارمیدنو اینا
یکم دلش ب رحم اومدو چیزی نگف
ب خانوادشم نمیدونم چیگفته اونام دیگ کاری ندارن
گوش شیطون کر