چند باری شک کرده بودم ، ولی چون خیلی دور از همیم و دیر به دیر همو میبینیم، اطمینان پیدا نمیکردم ، ولی مریضه بنده خدا، با دو تا روانپزشک هم صحبت کردم و شرایطشو توضیح دادم ، گفتن پارانوییده و دوقطبی.....
رفتاراش اصلا عادی نیست ، توهم توطئه داره ، فکر میکنم همکاراش براش توطئه و نقشه میچینن تا از کار بیکارش کنن، فکر میکنه مکالماتش شنود میشه، تو خونه آروم حرف میزنه ، میگه شنود کار گذاشتن! چند بار دستگاه آورد انداختن تو خونه تا ببینن شنود نصب هست یانه!!!! به طرز بیمارگونه ای ولخرج و بی برنامس، همه شناختنش و از اخلاقش سواستفاده میکنن، پول میگیرن و پس نمیدن ، مبالغ بالا،برای خانوادش و دوستاش بی حد و مرز خرج میکنه ، فکر میکنه تعقیبش میکنن تو خیابون ، تو خونه چراغارو خاموش میکنه ، فکر میکنه دید میزنن، فقط جایی که نشستیم روشن میمونه ، خرید میکنه ، مثلا چند میلیون میده کتاب ، یا لباس ولی حتی دست بهشون نمیزنه! رابطه ی جنسیش با من بسیار سرد و ضعیفه، سالی یه بار یهو میبینی پشت سره هم رابطه خواست!!!دائم مضطرب و پریشونه، انقدر استرس وارد میشه بهش که نه میخوره ، نه حرف میزنه ، از استرس شدید استفراغ میکنه ، تهوع میگیره ، تپش قلب وحشتناک میگیره ، حرف خودکشی رو پیش میکشه ، دوست داره تنها باشه ، امروز تو یه تیکه کاغذ از من طلب حلالیت کرد!!!!! یهو!!!!! بعد میگه من میدونم میخوان منو از کار برکنار کنن! من خودمو میکشم!!!!روزی دو سه بسته سیگار میکشه !
یعنی خیلی سخته زندگی با همچین آدمی
از طرفی خیلی دلم بحالش میسوزه ، میشینم باهاش حرف میزنم ، ولی قبول نداره بره دکتر ، میگه نه مطمئنم توطئه چیدن برام!!! میگم الان نه ساله همین حرفارو میگی، هیچی هم نشده!!!! سکوت میکنه پامیشه میره