ما بعد از 7 ماه رابطه معمولی (همون سوشال فرند) باهم دوست غیر معمولی شدیم. و این رابطه عاشقانه 4 سال ادامه داشت. ما از هم خیلی دور بودیم و تقریبا فصلی یکبار همو میدیدم. و هر دو شاغل بودیم. در طول روز sms بهم میدادیم (نه زیاد ولی هر روز) و شب هم یاهو مسنجر و تقریبا 2 ساعت چت. اگه بابام نبود دوساعتم تلفنی حرف میزدیم. خیلی حرف میزدیم و تمام خاطرات و شرح روز و همه چیو بهم میگفتیم.
خلاصه بعد 4سال عقد کردم و بعد دو سال عروسی
تفاوت ها دوره دوستی و عقد:
تو دوستی روم حساس تر بود، جایی میخواستم برم تو مسیر تماس میگرفت و تمام مسیر رو تلفنی حرف میزدیم، اگه ماموریت میخواستم برم حاضر بود ساعت ها تو اتوبوس بشینه ولی بیاد همراهم باشه. رو پوششم و عکسای پروفایلم حساسیت نشون میداد. و یکی دوبارم بحثمون شد. اون تو دوران دوستی با اینکه از قبل آدم اجتماعی بود روابطشو با همکلاسی یا همکار خانومش کم کرده بود و تقریبا چیزی تعریف نمیکرد که منو حساس کنه. به سلیقه من لباس می پوشید، کارایی که من دوس داشتمو میکرد، حتی خوراکی هایی که من دوس داشتمو میخورد.
تو دوران عقد تقریبا حساسیت هاش کمتر شد، کمتر هم تلفنی صحبت می کردیم. تقریبا شخصیت مستقل گرفته بود و مثل قبل کاراش وابسته من و فقط محض خوش اومدن من نبود.
بعد از عروسی اخلاقش عوض نشد، خیلی حامی بود و اولویت اولش من بودم. حتی در برابر خانوادش اگه چیزی ناراحتم میکرد دخالت نمیکرد، حرفی هم نمیزد که عصبی بشم. ولی بعد عروسی تقریبا حساسیت هاش صفر شد، ماموریت تنها میرفتم، به پوششم کاری نداشت. به حریم و تنهاییم کاری نداشت. الان 4ساله از عروسیمون میگذره.