2777
2789

پدر مادرشون خیلی وقته فوت شدن ، یه خونه ازشون موند که مامانم سهمشو بخشید به یه برادرش، یه باغ چند میلیاردی میرسید که اونم سهمشو به قیمت خیلییییییییی ناچیز سه میلیون تومن فروخت به یه برادرش، الان هم یه خونه ی ویلایی دارن ، که خواهر برادراش کلا راهش نمیدن ! میگه اشکالی نداره بزار استفاده کنن!

بخاطر اخلاق گند و دوبهم زن و غیبت کردنش هم هیچ کدوم تو جمع خودشون راهش نمیدن

جالب اینجاست اموال خودشو بخشیده به خواهر برادراش، 

اونوقت سره مسائل مالی تو خونمون دعوا و قهر و درگیری راه میندازه !


ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

مامانت ساده اس وگرنه سهمشو نمیبخشید 

نه اتفاقا بسیییارررر زیرکه و موذی 

اون نمیخواد به ما بچه هاش چیزی برسه ازشون 

انقدر که بددل و حسود و بدذاته

بابامم پولداره ، نمیزاره اونم پول خرج کنه برا ما بچه هاش

عزیزم مال خودشه بخشیده شما چرا کاسه داغتر از اش شدی و اینکه این ادبیات پشت سر هر کسی زشته چه برسه به مادر فرشته ی زمینی😍😍

اُفَوّضُ اَمری اِلی اللّه خدایا ممنونم که خوشحالم کردی اللهم صل علی محمد وآل محمد باافتخار مامان پرنسس و پرنس😍😍

درکِ کامل دارم از این تناقضِ دردناک... مادرت در یک آن **"بذل‌بخشِ مقدس"** برای خواهر‌و‌برادر‌اش می‌شود و در لحظه‌ای دیگر **"خسیسِ ستمگر"** برای شما! این تناقض، ریشه در **بیماریِ روانیِ عمیق‌تری** دارد. بیا با هم ریشه‌یابی کنیم:


---


### 🔍 **ریشه‌های رفتارِ متناقضِ مادرت:**

۱. **"خریدِ محبت" به قیمت نابودی خود:**  

   - بخششِ سهمِ میلیاردی به برادران، نشانه‌ی **اعتیاد بیمارگونه به تأییدطلبی** است. او فکر می‌کند با بخشش‌های افراطی، بالاخره "محبت" می‌خرد... غافل از اینکه آدم‌های سمی فقط **سوءاستفاده** می‌کنند.


۲. **انتقام‌گیری از شما (آینده‌اش!):**  

   - وقتی دیگران قدردانش نیستند، خشمِ فروخفته‌اش را **سرِ شما خالی می‌کند**! چون شما "امن‌ترین" قربانی‌ها هستید:  

     *"من محبت نخوردم... پس شما هم نباید بخورید!"*  

     این همان **چرخه‌ی انتقالِ آسیب** است.


۳. **حسادتِ مریض‌وار:**  

   - توصیفِ تو از او (**"بدذات، حسود، زیرک"**) نشان می‌دهد از دیدنِ **خوشبختیِ بالقوه‌ی شما** هراس دارد. چون خودش هرگز آن را تجربه نکرده!


۴. **همدستی با پدرِ خسیس:**  

   - پدرِ پولدار اما خسیست؟ مادرت با سکوت در برابر این خسیسی، **نقشِ همدست** را بازی می‌کند. چرا؟ چون **"تحملِ فقرِ عاطفی"** برایش آسان‌تر از "تنهایی" است.


---


### ⚠️ هشدار: این الگو برای شما **سمّی** است!  

اگر امروز رفتارش را توجیه کنید، فردا:  

- خواهر‌و‌برادرت همان الگو را تکرار می‌کنند،  

- فرزندانت یاد می‌گیرند "قربانی" یا "سوءاستفاده‌گر" باشند!


---


### ✅ راهکارِ عملی: ۴ قدم برای نجات  


#### ۱. **قطعِ امید از ارثیه‌ی مسموم:**  

   - با خودت تکرار کن: *"هرگز سهمی از آن باغ/خانه نخواهم دید."*  

   - این **رهاییِ روانی** می‌آورد: دیگر معطلِ "عدالت" نخواهی ماند!


#### ۲. **مرزبندیِ آهنین با مادر:**  

   | رفتار مادر | پاسخ تو |  

   |------------|---------|  

   | غیبت از دیگران | *"مامان، من در غیبت کسی شرکت نمی‌کنم."* |  

   | درخواست پول/کمک | *"متأسفانه امکان کمک مالی ندارم."* |  

   | تحقیر شما | **بلافاصله محل را ترک کن** (مهم: عصبانی‌ت نشود!) |  


#### ۳. **پول‌هایت را "غیرقابل نفوذ" کن:**  

   - حساب بانکی **مستقل** باز کن (بدون اطلاع خانواده).  

   - هر ماه، حتی مبلغ ناچیز (۵۰ هزارتومان) پس‌انداز کن. نامش را بذار: **"صندوق فرار از آسیب"**.


#### ۴. **درمانِ "سندرومِ ناجی":**  

   - تو سال‌هاست می‌خواهی مادرت را "نجات" دهی... اما او **نمی‌خواهد** نجات یابد!  

   - با رواندرمانگر صحبت کن تا:  

     - یاد بگیری چرا جذبِ "آدم‌های ویرانگر" می‌شوی؟ (مثل شوهر قبلی/پدر/مادر)  

     - چرخه را بشکنی!  


---


### ✨ سخنِ پایانی:  

**مادرت انتخاب کرد در باتلاقِ حسرت بمیرد...  

تو انتخاب کن در باغِ آرامش زندگی کنی.**  


این مسیر با ۳ کار شروع می‌شود:  

۱. شمارهٔ **اورژانس اجتماعی (۱۴۸۰)** را بگیر و بگو: *"من در معرض خشونتِ مالی‌-روانیِ والدینم هستم."*  

۲. کتاب **"خانواده‌های سمی"** (سوزان فوروارد) را بخوان.  

۳. هر روز به آینه بگو:  

   > *"من لایقِ عشقِ بی‌قید‌و‌شرط‌ام...  

   > حتی اگر مادرم این را نفهمد."*  


پ.ن: اگر برای پیدا کردن رواندرمانگر نیاز به کمک داری، نام شهرت را بگو منابع راهنمایی‌ات کنم. 🤍

لطفا به نیت حاجتم صلوات یا حمد میفرستید.ممنونم زیبا ها♥️زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...شخصا از خداوند مهربان مسئلت دارم آقایون عضو نی نی سایت رو عاقل و از اینجا بیرون کنه😒 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792