2777
2789
عنوان

بچه هابیایین یکم باهم حرف بزنیم

115 بازدید | 35 پست

سلام دوستان خوبین،بچه ها من افسردگی دارم ازخیلی وقت پیش والانم خیلی بدترشدم،تاجایی ک دیگ هیچی برام مهم نیست،زودناراحت میشم،زودعصبانی میشم،شوهرم هم همش میگ حرفات جالب نیست حرف نزن،حرفات چرته،اگ حرفم نزنم میگ چرا حرف نمیزنی،اینقدک اینوگفته فک میکنم واقعاحرف زدنم وحرفام چرته وکسی بهم گوش نمیده،حس میکنم ی شخصیت داغون دارم،حس میکنم هیچکس دوسم نداره،همه ازم بدشون میاد،فک میکنم برای کسی ارزش ندارم،شوهرم اصلاتوزندگیم باهام مشورت نمیکنه،فق گاهی ک مشکل مالی داشته باشه میاددوکلمه میگ تامن طلاهاموبدم بهش،درغیراینصورت همش میگ حرفات بدردنمیخوره،توحرف نزنی بهتره،راهنماییش میکنم همه جوره میگ حرفات الکیه،اگ حرف منویکی دیگ بگه میگ خوبه امامن بگم قبول نداره،خسته شدم،خیلی خودکشی ب ذهنم میرسه،۸ساله ازدواج کردم ودوتابچه هم دارم،میخام کاری کنم شوهرم بهم اهمیت بده،ومیخام جوری باشه ک ب دست وپام بیفته چون خیلی بهم بی توجهی وبی احترامی کرد،راه طلاق پیپشنهادندین چون نمیتونم،مشاوره هم توشهرمون نداره،

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

توکل به خدا کن دعا کن ذکر و نماز قرانم بخون هم ذهنت و قلبت اروم میشه هم زندگیت فقط از خدا بخایم چون فقط تدا میتونه کمک کن برای خدا غیر ممکن وجود نداره همه چیزو بهش بسپار خدا خیلی بزرگه❤💖❤💖💖💖💖

سلام عزیزم وقتتون بخیر  ریشه یابی کنین  ببین چرا اینطور شد از  کی ایتطور شد

شوهرم ازاول اینطوربود،وقتی نامزدکردیم همش بامامانم مشورت میکرد،بعدش باخانوادش یا بابام،من اصلاارزشی توزندگیش ندارم،توزندگی خودم حق اظهارنظرندارم،اصلااهمیت نمیده،میگ توکودنی،ناقص عقلی،ازحرفاش بدم میاد،اینقدک اینوبهم گفته فک میکنم واقعامشکل دارم ودرارتباط بابقیه هم دارم کم میارم،اعتمادب نفسم خیلی کم شده،من دخترپر شرو شوری بودم الان باکوچیکترین حرف ناراحت وعصبی میشم،توی خانوادمم مشکلات زیادی بودوهست،اماتوی زندگیمم شوهرم هیچ ارزشی بهم ندادوبدترشدم

عزیزم مطمئنم به خدا نزدیکی ولی قبل از همه جیز خودتو بهش نزدیکتر بکن نمازاتو با عشق اول وقت بخون این خودش اولین قدمه که در برابرش کلی آرامش می گیری بعدش یه چیزی واسه من یکی بخاطر اینکه از حال بد در بیام خیلی زیاد جواب می ده دفتر شکرگزاری که می تونه تو یادداشت گوشبت هم بنویسی کتاب معجزه سپاسگزاری رو بخون کامل راجبش توضیح داده بعدشم واسه مشاور می تونی ۱۴۸۰ دقیق مطمئن نیستم شمارش تو نت سرچ کن مشاوره رایگان بهزیستی تماس بگیری تا می تونی کتاب های روانشانسی و اطلاعات عمومی بخون آگاهیی ت رو در مورد خیلی چیزا بالا ببر به خودت خیلی زیاد اهمیت بده از فردا شروع کن از خواب پا میشی به سر و روت برس واسه خودت یه صبحونه خوب آماده کن و برو جلو آینه بگو تو خیلی با ارزشی و از ته دلت بگو حتی اگه الکی هم شده زیاد بخند خیلی زیاد یه مدت فقط فیلم های کمدی ببین و آهنگ های شاد رو گوش کن اینا تجربه ی من بود که به خودم خیلی کمک کرد واسه کمک بیشترم می تونی به شماره ۲۰۰۰۰۲۰۲ پیام بدی اسمتو می نویسی بعد می نویسی دخترونه مصاحبه بین کلماتتم فاصله بزن باید اسمت سه کلمه باشه مشکلتو بگو کاپی خیلی بهتر بهت جواب می ده کجا هم جواب می ده برو تو پیام نمای شلکه دو صفحه ۶۵۰ باشگاه پرواز بخونش حالی می شی قضیه از چی قراره از ته دل آروز می کنم حداکثر تا یه ماه دیگه بیای و تایپیک بزاری حال دلت خوب شده عزیزم♡

اولین کار درمان افسردگیتع

خیلی دلم میخادبرم مشاوره اما مشاوره بایدمرتب بری بیای تانتیجه بده،یبارمشهدرفتم باشوهرم،اونم بهم میگفت تودیوونه ای ک میری مشاوره وروانشناس،نزدیک هم نیست ک تنهایی برم مرتب،

شوهرم ازاول اینطوربود،وقتی نامزدکردیم همش بامامانم مشورت میکرد،بعدش باخانوادش یا بابام،من اصلاارزشی ...

عزیزم اعتماد ب نفستو کشتن درونت نادیدت گرفتن رو احساسات پا گذاشت  باید همه رو بدست بیاری مثل قبل 

سلام عزیزم  پیشنهاد من اینه که شروع کن واسه خودت  زندگی کن.کم کم به کارهایی که بهشون علاقه داری بپرداز . شوهرتم زیاد تو دست پاش نباش خودش میاد دنبالت.نسبت به همه اطرافیانت سعی کن بی خیال باش به خودت بگو که فقط خودت مهمی. 

هر چه تبر زدی مرا...زخم نشد جوانه شد 😊
عزیزم برای این که بقیه قبولت داشته باشن باید اول یاد بگیری خودت خودتو قبول داشته باشی

من همش ب خودم میگم بایدروی خودم کارکنم،کمبودتوجه ومحبت شدیددارم،شوهرم شخصیت وغرورمو باخاک یکسان کردامادوباره فراموش کردم وبخشیدمش ودوباره بهش روی بازنشون دادم،چندین بارب خانوادم گفتم طلاق اماحمایتم نکردن،تاالان همش خودمو فدای خانوادم وشوهرم کردم هیچکس ندید،الان کم اوردم،حتی خانوادم درکم نکردن،میخام دست بردارم ازغصه خوردن برای این واون،ازاهمیت دادن ب این واون،نمیدونم بایدازکجاشروع کنم،اینقدافسرده شدم ک کارم فق گوشه گیری هست،تنبل شدم توکارای خونم ،حتی گوشی ودورهمی هاهم حوصلموسرمیبره

توکل به خدا کن دعا کن ذکر و نماز قرانم بخون هم ذهنت و قلبت اروم میشه هم زندگیت فقط از خدا بخایم چون ...

هیچ دوستی ندارم،تنهاکسی ک باهاش حرف میزنم خداست،ی دفتردارم اونجاهمه حرفاموبهش میگم،حقیقتش نمازوقران کم میخونم،اراده میکنم مرتب بخونم دوباره کم میارم وباخداقهرمیکنم ونمیرم طرفش،خیلی دیوونه شدم😭😭😭😭😭

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز