2777
2789
عنوان

توضیح دیشب

| مشاهده متن کامل بحث + 1400 بازدید | 79 پست

پست قبلیمو خیلی هول هولکی نوشتم و دیدم لازمه یه جاهایی رو یکم بیشتر توضیح بدم

اون ادمی که من فکر میکردم عاشقش بودم هم دقیقا مثل طرز تفکر الان تو راجب عشقت از نظر من یا حتی خیلی های دیگه ۱۰۰٪ ادم کامل و بالایی بود و کلی رقیب عشقیم این وسط حتی داشتم که به اندازه ی من عاشق اون بودن ولی خب اون منو میخواست

اینم که گفتم نمیشد بهش برسم طوری بود که حتی اگه زمینو اسمونم به هم میاوردم نمیشد که نمیشد وگرنه منم مثل الان تو ادم دست کشیدن از علاقم نبودم و حاضر بودم تا اخر دنیا هرکاری کنم تا بهش برسم

اما به معنای واقعی تنها راهی که داشتم این بود که بکشم کنار و قبول کنم که با وجود اون همه علاقه و عشقم نمیتونم به اون ادم برسم به یسری دلایل خیلی پیچیده و عجیب غریب که حالا اگر بخوام همه چیو تعریف کنم خودش هزار تا تاپیک میشه

اینم که گفتم ازون بهتر برام ریخته منظورم این بود که  ازون بهتر و بالاتر و کامل تر واسه من هست یعنی ادمایی که خیلی بالاتر از طرز تفکرم راجب اون ادم هستن ،و منم اگر بخوام میتونم خیلی بیشتر ازون ادم دوسشون داشته باشم 

اونجاهم که گفتم هوسی بیشتر نبوده نمیگم قطعا هوس بوده اصن ولی خب اگر هوس هم نبوده، عشقی نبوده که الان که ندارمش بمیرم یا حتی اصن زخماش رو دلم مونده باشه و حسرتشو بخورم، نمیدونم واقعا چه حسی بود شاید بهتره اصن بهش بگم جنون واقعا چون اون مدت  اصن حال عجیب غریبی داشتم

اینم که برعکس همه میگم کات نکن چون امکان این که واسه تو واقعا عشق باشه هست و ارزش این که فرصت بدی به این حس تا حداقل مطمئن شی چیه رو داره و من واقعا احترام میذارم به علاقه ی الانت به اون ادم چون واقعا مصممی روش

خلاصه که اگه تو ۲ سال دیگه همچنان حست به این ادم مثل الان بود و اونم مثل الان بود واست، اون موقع با اطمینان کامل باهاش ازدواج کن و بدون ارزش این که بخاطرش پا روی نظر همه و تابوها هم بزاری رو داره

اما الان خیلی زوده واسه این تصمیم که بخوای پا رو همه چی بزاری واسه عشقت

عاقلانه و با سیاست رفتار کن عزیزم

سعی کن همه چیزای خوبو باهم داشته باشی

هم عشقتو نگه دار هم فرصت بده به خودتو زندگیتو پدرت🤍

@مانلی83   @چقدرسخت   @دختر_اسفند72    

ممنون منو تگ کردی. ان شاالله روزای خوب برات میاد 


هرآدمی که باهاش روبه رو میشیم مشغول جنگیدن با نبردیِ که ماهیچی ازش نمیدونیم! یکم « مهربون تر » باشیم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خیلی خوشحالم که فعلا به ازدواج فکر نمیکنی همین خیلی خوبه...

با حرفای پدرتم موافقم تو الان تو سن حساسی هستی و خیلی طبیعیه ن از حرفای بزرگترها یه برداشت و دید دیگه ای داشته باشی من حرفامو دیشب کامل زدم نمیخوامم تکرارشون کنم ولی اینو اضافه میکنم درسته اون آدم...آدمه کامل و موفقی هست هیچ ایرادیم نداره اما با این تفاوت سنی مخصوصا تو سن و سال تو خیلی اشتباهه و مطمئن باش حرف پدرت این نبوده ک جلو بقیه کم آورده اگه اینجوری بود با زور و کتک و بدبختی مجبورت میکرد درس بخونی...ولی خب اونم پدر هست دلش میسوزه ک تو نصفه راهو رفتی و اینجوری رهاش کردی...بنظر من ما بزرگترها رو آینده ی خودت ببین و از تجریبیات و حرفامون استفاده کن هرچند پذیرش برات سخته و این نپذیرفتنت هم خیلی طبیعیه ولی با خودت با اطرافیانت صادق باش لجبازیم نکن یکم ب خودت زمان بده و از فرصتها استفاده کن واسه ازدواج خیلی وقت داری نگرانشم نباش...و حتما سعی کن بری مشاور عزیزم آرزو میکنم بهترینها برات اتفاق بیفته همین

مرسی بابت تگ🍭

عزیزم انشالله هر چی صلاحته پیش بیاد برات❤️

مطمئن باش پدرتم صلاحتو میخاد

برات دعا میکنم گلی🥺💚

امیدوارم هیچ وقت از تصمیماتت تو زندگی پشیمون نشی

و حالت بهتر بشه💙

خون میچکد از دیده در این کنج صبوری ،این صبر که من میکنم افشردن جان است...💔
@آناشید1370 @۸۲۸۳۱۱۱5 @مرغ_آمین_۹۹۹9 چرا ابی نمیشههه

سلام خواهر قشنگم .خوبی عزیزم?

ببین نمیدونم اون پیاممو خوندی یا نه.من تقریبا ۱۲ سال ازت بزرگترم.مادر یه پسر ۵ ساله که هر کی من و پسرم و میبینه جیگرش برامون کباب میشه.خودم شبها با گریه میخوابم.تو خواب پسرمو و بغل میکنم و اشک میریزم.نمیخوام بگم وضع مالی مون بده یا پسرم گرسنه س یا لباس نداریم.ولی خیلی چیزا تو زندگی من هست که تو نمیدونی.۱۰ سال پیش باید حرف پدرمو گوش میکردم و نکردم و فقط بخاطر یه اشتباه تا آخر عمرم باید تاوان بدم.میدونی چون خودم تو نوجوانی اشتباه کردم خیلی حس الان تو رو میفهمم و درک میکنم.

دلم میخواد داستان زندگی مو بزارم تا دخترایی مثل تو که اسیر احساساتشون هستن با عقل و منطق تصمیم بگیرن.ولی میترسم شناخته بشم.من الان یه زن ۳۰ ساله ی افسرده هستم که ضعف اعصاب دارم و نمیتونم و بلد نیستم از زندگیم لذت ببرم.میدونی دلیلش چیه?یه مادر داشتم و دارم که صدبرابر از یه نامادری بد بدتر بود برام.تو کودکی داغونم کرد روحمو کشت .نوجوانی بسیار بدی و برام رقم زد.به پدرم صد بار گفتم اگر طلاقش داده بودی و من و خودت نگه داشته بودی من الان انقدر بیچاره و بدبخت نبودم.فقط سر تکون داد گفت اون موقع بدتر میشد.بخدا من خوشبخت و سعادت مند میشدم.فکر نکن چون پدرت جدا شد از مادرت در حقت جفا شده.خیلی وقتها جدایی پدرو مادر خیلی کمتر صدمه میزنه به بچه ها تا زندگی شون کنار هم.مادر من یه زن بی ارزش و بد دهن و روانی بود که من برای فرار از خونه پدرم مجبور شدم ازدواج کنم و فقط برم...

وقتی دخترایی مثل تو تاپیک میزنن و از مشکلاتشون میگن خیلی دلم میخواد باهاشون حرف بزنم و از زندگی و اشتباهاتم بگم تا اونا اشتباهات منو تکرار نکنن و براشون درس عبرتی بشم.

مطمئن باش حرف پدرتو اگر گوش کنی چند سال بعد میگی خدایا شکر بچگی نکردم.درس بخون فقط و سعی کن یه آدم موفقی بشی.باور کن پدرت بد تو رو نمیخواد.یه لحظه با پدرت برو بیرون .مثلا رستوران یا یه کافه بعد تصور کن اون آدم پدرت نیست و همسرته...فکر کن .منطقی باش .خیلی ها تو تاپیکت الکی مزه پرونی کردن و با ادبیات بد سعی کردن منصرفت کنن از ازدواج.

اگر دلت خواست درخواست بده بهم تا داستان زندگیمو برات بگم.

ببخش که طولانی شد .خیلی دلم میخوادیه تصمیم خوب بگیری تا ده سال بعد یه زن سرخورده و افسرده مثل من نشی.💔💔💔💔

ای ما و صد چوما ز پی تو خراب و مست ,ما بی تو خسته ایم  تو بی ما چگونه ای?

در جریان تاپیکات هستم عزیزم 

امیدوارم هرچی به صلاحه پیش بیاد اما بنظرم فعلا اصرار به ازدواج نکن و فقط با هم دوست باشین اگه نمیتونی ولش کنی


بلفی_و_لی_لی_بیت هستم کیبوردم خودکار تغییر داده موقع ثبت اسم کاربریم هووووف🧘🏻‍♀️

سلام عزیزم

چه پدرخوبی داری قدرشو بدون

تو هم فعلا بهترین کارو میکنی که به فکر ازدواج نیستی

از اقوام ما خانواده بسیار ثروتمندی بودن دختر خوشگل داشتن خواستگار کمتر از مهندس شرکت های معروف و پزشک نداشت

اما عاشق شد اونم عاشق پسر لات همسایه

فرار کرد پدرش گفت اسمتو از شناسنامه خط میزنم دختره هیچی نگفت تا اینکه پدر مادرش اومد با پارتی بازی بدون اجازه پدر دختروعقد کرد

الان هم که چند ساله میگذره هیچ وقت اجازه ورود به خونه پدرشو نداشت فقط موقع فوت پدرش رفت و همین

از ارث خواست محرومش کنه اما زنش نذاشت

این همه سال میگذره یک بار حالت جنون بهش دست داد گفت مامانمو میخوام بکشم که با پدربزرگم همکاری کرد من که اون زمان بچه بودم عقدم کردن با یک پسر معتاد و جلوی احساس منو نگرفتن

پدرش صلاحشو میخواست اما چه فایده که مامانه با دختره بود و این شد نتیجش

پدرت خیلی خوب گفته باهم دوست بشید 

فیلم  هندی جوانی جان من رو نگاه کن یکم مثل شماست یعنی پدره رابطش با دخترش   خوب نیست بعد باهم خوب میشن

مرسی گلم که تگم کردی.  امیدوارم بهترین اتفاق برات رقم بخوره

مرسی

مثل خون در رگ های من          محترم باشیم                                                                           گریه کردیم دوتا شعله‌ی خاموش شده، گریه کردیم دو آهنگ فراموش شده، پر کشیدیم بدون پر زخمی باهم، عشق بازیِ دوتا کفتر زخمی باهم، زندگی حسرت یک شادی معمولی بود، زندگی چرخش تنهایی و بی‌پولی بود، شعر من مزه‌ی خاکستر و الکل می‌داد، شعر من را وسط زندگی‌ات هول می‌داد، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، نگران بودی اندوه تو خاکم بکند، نگران بودی سیگار هلاکم بکند، نگران بودی این فرصت کم را بکشم، نگران بودی یک روز خودم را بکشم، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، آه بدرود گل یخ زده‌ی بی‌کس من، آه بدرود زن کوچک دلواپس من، بغلم کن غم در زخم شناور شده‌ام، بغلم کن گل بی طاقت پر پر شده‌ام، بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود، بغلم کن که خدا دورتر از این نشود، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم...
وای عزیزم پدرت درست میگه بچسب به درست اینقد موقعیت سر راهت قرار بگیره انشالله بهترینو برات آرزو دارم

ممنون

مثل خون در رگ های من          محترم باشیم                                                                           گریه کردیم دوتا شعله‌ی خاموش شده، گریه کردیم دو آهنگ فراموش شده، پر کشیدیم بدون پر زخمی باهم، عشق بازیِ دوتا کفتر زخمی باهم، زندگی حسرت یک شادی معمولی بود، زندگی چرخش تنهایی و بی‌پولی بود، شعر من مزه‌ی خاکستر و الکل می‌داد، شعر من را وسط زندگی‌ات هول می‌داد، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، نگران بودی اندوه تو خاکم بکند، نگران بودی سیگار هلاکم بکند، نگران بودی این فرصت کم را بکشم، نگران بودی یک روز خودم را بکشم، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، آه بدرود گل یخ زده‌ی بی‌کس من، آه بدرود زن کوچک دلواپس من، بغلم کن غم در زخم شناور شده‌ام، بغلم کن گل بی طاقت پر پر شده‌ام، بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود، بغلم کن که خدا دورتر از این نشود، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم...
عزیزدلم من اختلاف سنی خیلی کمی باهات دارم و کاملا احساسات الان تورو درک میکنم چون تا یه مدت کوتاه پی ...

درسته 

نمی‌خوام حسرتشو بخورم 

اما فعلا صبر می‌کنم

مثل خون در رگ های من          محترم باشیم                                                                           گریه کردیم دوتا شعله‌ی خاموش شده، گریه کردیم دو آهنگ فراموش شده، پر کشیدیم بدون پر زخمی باهم، عشق بازیِ دوتا کفتر زخمی باهم، زندگی حسرت یک شادی معمولی بود، زندگی چرخش تنهایی و بی‌پولی بود، شعر من مزه‌ی خاکستر و الکل می‌داد، شعر من را وسط زندگی‌ات هول می‌داد، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، نگران بودی اندوه تو خاکم بکند، نگران بودی سیگار هلاکم بکند، نگران بودی این فرصت کم را بکشم، نگران بودی یک روز خودم را بکشم، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، آه بدرود گل یخ زده‌ی بی‌کس من، آه بدرود زن کوچک دلواپس من، بغلم کن غم در زخم شناور شده‌ام، بغلم کن گل بی طاقت پر پر شده‌ام، بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود، بغلم کن که خدا دورتر از این نشود، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم...
عزیزم به حرف پدرت گوش کن اون تنهاست اون میتونسته حتما ازدواج کنه اما بخاطر شما ازدواج نکرده به پای ت ...

اره من نمی‌خوام شبیه اون باشم

مثل خون در رگ های من          محترم باشیم                                                                           گریه کردیم دوتا شعله‌ی خاموش شده، گریه کردیم دو آهنگ فراموش شده، پر کشیدیم بدون پر زخمی باهم، عشق بازیِ دوتا کفتر زخمی باهم، زندگی حسرت یک شادی معمولی بود، زندگی چرخش تنهایی و بی‌پولی بود، شعر من مزه‌ی خاکستر و الکل می‌داد، شعر من را وسط زندگی‌ات هول می‌داد، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، نگران بودی اندوه تو خاکم بکند، نگران بودی سیگار هلاکم بکند، نگران بودی این فرصت کم را بکشم، نگران بودی یک روز خودم را بکشم، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، آه بدرود گل یخ زده‌ی بی‌کس من، آه بدرود زن کوچک دلواپس من، بغلم کن غم در زخم شناور شده‌ام، بغلم کن گل بی طاقت پر پر شده‌ام، بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود، بغلم کن که خدا دورتر از این نشود، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم...
پست قبلیمو خیلی هول هولکی نوشتم و دیدم لازمه یه جاهایی رو یکم بیشتر توضیح بدم اون ادمی که من فکر می ...

ببین من بهرعشق اون ادم هیچ شکی ندارم

به این که دیگه هیییچ کس رو مثل اون دوست نخواهم داشت هم هیچ شکی ندارم 

اینو مطمئنم که این ادم تکرار نشدنیه 

اما فعلا فقط می‌خوام صبر کنم

مثل خون در رگ های من          محترم باشیم                                                                           گریه کردیم دوتا شعله‌ی خاموش شده، گریه کردیم دو آهنگ فراموش شده، پر کشیدیم بدون پر زخمی باهم، عشق بازیِ دوتا کفتر زخمی باهم، زندگی حسرت یک شادی معمولی بود، زندگی چرخش تنهایی و بی‌پولی بود، شعر من مزه‌ی خاکستر و الکل می‌داد، شعر من را وسط زندگی‌ات هول می‌داد، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، نگران بودی اندوه تو خاکم بکند، نگران بودی سیگار هلاکم بکند، نگران بودی این فرصت کم را بکشم، نگران بودی یک روز خودم را بکشم، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، آه بدرود گل یخ زده‌ی بی‌کس من، آه بدرود زن کوچک دلواپس من، بغلم کن غم در زخم شناور شده‌ام، بغلم کن گل بی طاقت پر پر شده‌ام، بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود، بغلم کن که خدا دورتر از این نشود، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   آهو1957  |  7 ساعت پیش
توسط   aypari  |  9 ساعت پیش