من همون دختری هستم که تو ۱۶ سالگی بهش تجاوز شد........مامان چرا به من باور نداری؟مگه دست خودم بود بهم تجاوز شد.......میدونم از اینکه منو به دنیا اوردی پشیمونی.........من عامل تمام بدبختیای تو هستم.........میدونم داداش دوقلومو بیشتر از من دوست داری.......مامان چرا منو مجبور کردی به خاطر تو تاپیک بزنم و چند کاربر بهم توهین کنن......ولی یه ذره منو تحمل کن قول میدم تنهات میذارم که راحت شی.......مامان چرا وقتی من مجرد بودم منو مجبور کردی بی بی چک بذارم فقط به خاطر اون حرف فالگیر........با اینکه منو دوست نداری ولی یه تار موی تورو با دنیا عوض نمیکنم......فقط قول بده به خاطر من گریه نکنی چون من تو این دنیا مسافرم......اگه مردم بیا این امضا رو بخون تا بفهمی من قصدم ناراحت کردن تو نبود کاشکی میتونستم بهت بگم چه قدر دوست دارم ولی تو به من شک میکنی به من اعتماد نداری.......
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دوستان اگر تاپیک دعوا ، حاشیه ای ، باحال ، اسکرین و از اینجور تاپیکا دیدید منم حتمااااا تگ کنیداااااا بوس بهتون😁💞💋 راستی اگر خدااآااایی نکرده روزی روزگاری من تعلیق شدم حتمااا به نی نی یار بگید برم گردونه🥰😉https://harfeto.timefriend.net/16389918687567
دوستدار حیوانات ♥️دخترم انقدر دوستت دارم که تو را هیچ گاه به دنیا نمی آورم ..♥️ حتما حتما بخوان ⬅️دوست صمیمی داشتم به اسم مبینا که از خواهر نزدیک تر بود بهم .. ۳ روز مونده بود به تولدش بحث کوچیکی کردیم که ازش خیلی ناراحت شدم … و قصد داشتم به دلیل ناراحتی که ازش داشتم به تولدش نرم ..روز تولدش شد و ساعت ۷ ۸ شب شده بود و هنوز نرفته بودم اما یهو گفتم بزار برم تولد بهترین دوستمه و همو بغل میکنیم همه چی یادمون میره .. بهش تکست دادم عزیزترین خواهر دنیا منو ببخش و من دارم میام تولدت .. اما این اخرین پیام من بود .. او روز تولدش به اتوبوس خورده بود و حالا تمام زندگیم به این میگذرد که آیا کینه به کسی که دوستش داریم ارزشش را دارد ؟ …آیا ارزش دارد به او همین الان نگوییم دوستت دارم ؟ ..♥️
دوستدار حیوانات ♥️دخترم انقدر دوستت دارم که تو را هیچ گاه به دنیا نمی آورم ..♥️ حتما حتما بخوان ⬅️دوست صمیمی داشتم به اسم مبینا که از خواهر نزدیک تر بود بهم .. ۳ روز مونده بود به تولدش بحث کوچیکی کردیم که ازش خیلی ناراحت شدم … و قصد داشتم به دلیل ناراحتی که ازش داشتم به تولدش نرم ..روز تولدش شد و ساعت ۷ ۸ شب شده بود و هنوز نرفته بودم اما یهو گفتم بزار برم تولد بهترین دوستمه و همو بغل میکنیم همه چی یادمون میره .. بهش تکست دادم عزیزترین خواهر دنیا منو ببخش و من دارم میام تولدت .. اما این اخرین پیام من بود .. او روز تولدش به اتوبوس خورده بود و حالا تمام زندگیم به این میگذرد که آیا کینه به کسی که دوستش داریم ارزشش را دارد ؟ …آیا ارزش دارد به او همین الان نگوییم دوستت دارم ؟ ..♥️