شمابه من لطف داری.مجردکه بودم همیییییشه خواب میدیدم ی بچه به دنیاآورده پسره وخودم دارم تنهایی بزرگش میکنم.
الانم اصلاگله ای ازخداندارم.هیییچ گله ای.
من بیشترازهرمادردیگه ای بایدحواسم جمع باشه.
نمیدونیدچقدرقلبم شکست.اماازخدامیخوام کمکم کنه.
من همیشه این شعرتوی ذهنمه
هرکه دراین بزم مقرب تراست
جام بلابیشترش میدهند
میخوام دخترم قوی باربیاد.اگه بتونم😔