سلام بچه ها یکی از دوستام خواسته که مشکلشو اینجا بذارم لطفا کمکش کنید و همه نظر بدید چون همشونو بهش میگم!چند سال با یه پسر از راه دور دوست بودن و بعدش کات کردن و بعدش باز مثل دوستای معمولی برگشتن پیش هم(درحالی که عاشق هم بودن و نمیگفتن)یه خواستگار خوب واسه دوستم اومد و اونم قبول کرد ولی بعدش دید که اینو پسره خیلی همو دوس دارن نمیتونن جدا شن🥺پسره زنگ زد به باباش وخواستگاری ولی به جز مسئله راه دور اختلاف عقیده هم بود یعنی اونا سنی بودن و خانواده دوست من شیعه! الان هنوز یادشه و میشه گفت نامزده ولی عقد و عروسیش یکیه و نزدیکه....هنوز با پسره بعضی شبا بهم پی ام میدن و گریه و زاری نه باهم در ارتباط باشن نه.چیکار کنه؟
من واقعا نمیدونم چی بهش بگم چون نمیتونم قضاوت کنم خیلی همدیگرو دوست داشتن و دارن ولی خواستگارش ازدواج سنتی محسوب میشه یعنی از قبل دوست نبودن
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
به دوستت بگو عقلش رو کار بندازه و قید اون پسرک مجازی رو بزنه تا دیر نشده چون دو روز دیگه از اون پسرمجازیه به ظاهر عاشق، اگر تهدید و آبروریزی و خیانت و... درنیاد ، شوهر درنمیاد ازش . و اینکه اگر نامزدش رو دوس نداره ، عقد و عروسی رو عقب بندازه یا بهم بزنه تا روحیهاش اوکی نشده ازدواج نکنه چون زندگیش جهنم میشه .
در کل نه دوست پسرش مناسب ازدواجه ، نه خودش صلاحیت ازدواج داره . اون نامزدش رو هم بدبخت میکنه و دوتا خانواده رو اسیر بچه بازیاش میکنه
نه ولی همیشه تلفنی باهم حرف میزدن خیلی همو دوس داشتن
مطمئن باش اگر یک بار پسره رو از نزدیک ببینه ، جوری میخوره توی ذوقش و یکهویی کوه احساسش فرو میریزه که میشینه به خودش فحش میده واسه اون همه اشک و زاریهاش