اره منم ازشون متنفرم
توخواستگاری گفتن خونه وماشسن ومغازه میدیم ینی قول شرف داد پدرشوهرم وخواهرشوهرم که دوستم بود و معرف بود
منم قبول کردم با پسرشون که سرباز بود ازدواج کنم
گفتم خب پدرش پشتش
ولی فقط یه مغازه داد شوهرم کار کرد اونم کلی ازمون کند به خدا
بیشتر از پولی که کار کرد شوهرم
امردز رسما اون مغازه رم ازش گرفت
از ته دلم نفرینشون کردم که منو گول زدن