نون نداشتیم حالا به دلایلی نشد بریم نون بخریم مادر شوهرم اومد جلوی در خونه گفت بیاین از خونه ما نون ببرین ازگشنگی نمیرین
دستمون خالیه درست نه ک دیگ از گشنگی بمیریم
یکی نیست بگه تو اگ درست بودی خودت نون میاوردی نکه بیای بگی بیا نون ببر از گشنگی نمیرین