با عشقم بیرون بودیم خیلی خوش و خرم ...
بعد رفتیم در خونه داداشم کار داشتیم دیگه زن داداشم اومد احوال پرسی اینا...
دیگه از وقتی این مارو دید نمیدونم چرا به بهانه های مختلف میخواست دعوامون بشه اون شب به خیر گذشت
ولی دیشب باهم دعوا کردیم الکی الکی
میگم شاید به خاطر چشم واینا باشه کاری هست انجام بدم