سلام ۲ ساله ازدواج کردم خواهر شوهرم که فقط یدونه داداش داره خونمون نیومده حتی برای چشم روشنی هیچ وقت نیومده دوستان. حتی ۳ بار هم در مراسم های مختلف دعوتش کردم نیومد ما جمعیتمون زیاد نیس فوقش یک مهمونی ۵ نفره می خواستم بگیرم ولی نیومد.. الان ماشبن خریدن شوهرم میگه بریم چشم روشنی ببریم...
هرچقدر به شوهرم میگم ۲ ساله نیومده اصلا به حرفم گوش نمیکنه حرف حرف خودشه
امروز هم کلی جر و بحث دعوا کردم...
مادرشم مثل خواهرش یک ماه هم نرم خونشون نمیگه چرا نمیاین... کلا یکبار بهم زنگ هم نمیزنه...
منم امروز نرفتم خونشون...
با شوهرم دعوا کردم شدید
شوهرم دیگه فک کنم از من بدش میاد
چیکار کنم اخه؟؟ فقط خواهر و مادرش دوس داره...به من میگه اونا بدن تو خوب باش... میگه اون نمیاد ولی ما بریم... من دیگه نمیخوام خودمو کوچیک کنم ...کلی گریه و زجه زدم ولی شوهرم نمیفهمه هروقت بدم مادرشوهرم کلی متلک و تیکه میندازه که جوابش نمیدم به شوهرمم میگم نگا مادرت چی گفت میگه نه من نشنیدم یا منظورش اون نبوده تو بد برداشت میکنی...