ببین اسی از الان تا اخر عمرت ممکنه هزارتا کرم بریزن هم خواهرش هم مامانش .. صبرتو ببر بالا یا خیلی حرفارو نشنیده بگیر یاخیلی کارارو نکن . ب نظرم بهترین چیز رفت و امد کم و صمیمی نشدن در اوج احترامه . اینا چیزای حاشیه ایه خب اون مریضه اصلا ... ولش بابا.. ولی ب همسرت نزنگ تا خودش زنگ بزنه ولی اگ ازاول تعریف میکردی چی شده بود بهت میگفتم اصن ب همسرت نگو نمیام و برو ...حالا گذشته مهم نیست . فک نکن بخاطر همچی چیز کوچیکی همه چی تموم میشه و این چیزا فقط میتونم بگم پیش میاد خوشگلم
من میگم اگه خوشبخت باشم داداشش خوشبخته اگه خدایی نکرده بدبخت خب شامل داداششم میشه چجوری دلش میاد این ...
خب تو اینطوری فک میکنی... خیلی ها از جمله خانواده همسر من اینطوری فکر نمیکنن عزیزدلم .بیخیالش اصلاااابه دل نگیر عزیزم اصلااها .. ولش کن بهش محل نده یکمم درکش کن چون حسادت میکنه دوبار ازدواج ناموفق داشته حسادت میکنه دفعه دیگم از چیزی ایراد گرفت بگو سلیقه شما نیست ولی من دوسش دارم . اگ اونم چیزی گرف بگو با احترام سلیقه من نیست
استارتر چی شد هنوزم خبری نیست؟تو فکرتم منوهم مطلع کن لطفااز حالت
زنگ زدم مامانش خوش و خرم بود تحویل میگرفت گفت با باباش رفتن خونتون لوستر بزنن زنگ زدم باباش گفتم گوشیو میدین بهش گفت الو گفتم از صبح من بتو زنگ نمیزنم گفت چراچیشده گفتم پس دیدی و جواب ندادیییی فقط میخواستم ببینم زنده ای یا نهههه چون باید مرده باشی تا جواب منو ندی نمیتونست حرف بزنه گفت من بالای چهارپایم گفتم کارت تموم زنگ بزن قطع کردم