تو نمیدونی مهدیه میدونه کامل پسرخالمه یه زمانی قرار بود ما باهم ازدواج کنیم حالا باید ...
دخترررر من جلو چشمم دیدم عروسیشو بچش تو راهه با اینکه بهم مجاوز کرد به هیچکس نگفتم نخواستم اسیب ببینه نازنین من روزی نیست که نبینمش با زنه حاملش ولی میبینی حالم خوبه چون خدارو دارم