2777
2789
عنوان

صبح

131 بازدید | 1 پست

شبی که با کلی حس غریب بخوابی..شبی که از دور ببینیش و خودتووبزنی به اون راه...شبی که برای فرار از فکر و خیال بخوابی و صبحی که مادر ازارگرت مثل هر روز زودتر از موعد،وقتی خودش مجبوره بیدار باشه بیدارت کنه..اونم با صدای بحث..چه حسی بهت دست میده؟

+کلا مادرمن وقتی خودش بیداره اگه یه نفر خواب باشه باید هر جوری هس بیدارش کنه...

+اول صبی بحث کردن پدر و مادر بزرگوار غربت حالمو بدتر کرد..تازه نگرانم هستم ابروریزی نشه جایی با بحث رفتن...

+این روزا پر از خاطرات اولین هاست و من نه به اسمون نگاه میکنم نه میذارم هوای ازاد بهم بخوره...چون بلافاصله پرت می شم تو گذشته و این حس غریب بیشتر می شه


+من اونو میخواااااام 

+یه حال بغضی و گریه ایم الان با هوای اول صبح پاییز..دلم کبابهههه نه گرفته

+مرسی غرنامه اول صبح منو خوندین..

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

  

هر انسانی در طول زندگیش به دنبال معجزه میگردد.‌ و آن را در همه جا جست و جو می‌کند. در حالی که معجزه همین جاست. درون قلب هر انسانی.  آن جا که نیرو و اراده ی جز خداوند در جهان تصور نمیکنی . معجزه از ایمان شکل میگیرد. 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز