استرس نداشته باش مشکلت قابل حله؟؟؟ اگه آره پس حلش کن اگه نه خب دیگه قابل حل نیست دیگه ب ...
مشکلم خانواده همسرمن یه خواهرشوهر ۴۳ ساله مجردتو خونه دارم که اذیت میکنه به شدت حسادت میکنه قبلا حوصله اذیت گریه کردن به خاطرشو داشتم ولی الان افسرده شدم پدرشوهر مادرشوهرم به شدت پشتشن یعنی یه کلام حرف میرنه با من منم نرمال دارم حرف میزنم مامانش میاد پشتش مامان پیر او افسرده ای داره ها باباشم که حاضر حال منو بگیره این کیف کنه حسودده حالا من نه چیزی تعریف میکنم نه حرفی میزنم شوهرم میدونه همه چی رو هوامو داره میگه نمیبینیشون ولی نهایت ماهی یه بار که باید ببینم این موضوع منو افسرده کرده به نظرت با این وحود که مامان باباش پیرن شرایط برا من در اینده خوب میشه ؟ یا فقط من باید عذاب بکشم
مشکلم خانواده همسرمن یه خواهرشوهر ۴۳ ساله مجردتو خونه دارم که اذیت میکنه به شدت حسادت میکنه قبلا حوص ...
ببین دقیقن مامان منم همچین شرایطی داشت😅چه جالب. ولی خب سالی یه بارم حتی نمیرفتیم خونه مامان بزرگ اینا(مامانِ بابام) . توام نرو بابا بیکاری . اصلا هرجایی اونا بودن تو نباش یا اگه بودی یجوری رفتار کن که طرف خودشم شک کنه به بودنش😅میدونی چی میگم؟ اصلا هرچییی گفتن تو بیخیال باش خودشون بدتر حرص میخورن و ضایع و کوچیک میشن بخاطر روح و روان خودتم که شده از ذهنت پاکشون کن طوری رفتار کن انگار دوتا احمق و خل و چل و مریضن که ازشون انتظار بیشتری نمیره تو در مقابل حرفای اونا و در حضور شوهرت سکوت کن تا شوهرت بدونه چقد با شخصیتی و از خانوادهش خجالت بکشه. اصلا بحث اینام نباشه تو فقط بخار روح و روان و اعصاب خودت سکوت کن یا از اون مکان دور شو مثلا وقتی اون تو خونس تو برو حیاط
خوبی کن و خوش باش زِ آرامشِ وُجدان ،، بُگذار بگویند کِ فلانی بَدِ دُنیااااااااستシ🤌🏼♥️
ببین دقیقن مامان منم همچین شرایطی داشت😅چه جالب. ولی خب سالی یه بارم حتی نمیرفتیم خونه مامان بزرگ ای ...
ببین بابام میگه شرایط خودت درست میکنی اونجا برو سرتو بکن تو گوشی از این حرفا ببین شرایط من جوریه میرم این دختره بیست چهاری هست میشینه ور دل ما یه کله حرف میزنه مامان باباش تو حلق ما یه لحظه تو اتاق برم براشون عجیبه فقط میگن باهم حرف بزنید سی ثانیه سکوت میشه مامانش میگه چیه ساکتید ، الان دو سال کروناس خونه فامیل نرفتیم خونه فامیلشون بریم میاد میچسبه به شوهرم کلا همه جا با یه خنده او ذوق او عشقی میچسبه ولی پر حسادت من نمیتونم تحمل کنم دیگه راهی هست چند سال دیگه راحت شم؟
ببین بابام میگه شرایط خودت درست میکنی اونجا برو سرتو بکن تو گوشی از این حرفا ببین شرایط من جوریه میر ...
راه دیگه اینکه اگه شرایطشو دارین و میتونین برین یه شهر دور که کمتر همو ببینین اونا که بچه نیستن بخوای تغییرشون بدی انسان های بالغی هستن پس باید دوری کرد از اینجور آدما که تنها راهش همینه . یا مثلا میری خونشون کلن با شوهرت صحبت کن و باهاش تو اینستا دوتایی بچرخین و اینا زیاد به اونا محل نده کلن
خوبی کن و خوش باش زِ آرامشِ وُجدان ،، بُگذار بگویند کِ فلانی بَدِ دُنیااااااااستシ🤌🏼♥️
شوهرم خییلی دوسم داره میگه شرایط برات عالی میکنم بهش گفتم من ادم سه سال پیش نیستم خودشم میگه منم دیگه حوصله ندارم رفت امدمون کردیم ماهی یه بار اونجا همش با من صحبت میکنه میبینه خواهر یه کارایی میکنه پو میشه راه میره میاد که محل نده برام میوه پوست میگیره
راه دیگه اینکه اگه شرایطشو دارین و میتونین برین یه شهر دور که کمتر همو ببینین اونا که بچه نیستن بخوا ...
کلا میشینن پایین پامون جو سنگین با شوهرم حرف میزنن یه کله اصلا بدشون میاد یه لحظه حرف نزنی سفت میگیرنت در نری یه حالتی که نمیتونم برات شرح بدم امکان رفتن به شهر دیگه نیست ماهی یه بار رو فعلا تونستم تثبیت کنم که به شدت بابتش ناراحتن و بدتر میکنن