من نزدیک به سه ساله با یه پسری سه سال از خودم بزرگتره دوستم...آشناییمون خیلی عجیب غریب بود همو خیلی دوس داشتیم و اولین دوس پسرمم بود و واقعا وابسته اش بودم تا بعد شش ماه رابطمونو کات کرد رفت چند ماه بعدم برگشت و گف اشتباه کرده حالش خوب نیس بدون من و این داستانا...خیانتی ام ازش ندیدم دوستاشم در حد چن نفرن که باز صمیمی نیستن.
دیپلم داره و درس نمیخونه کارم نمیکنه و خونه اس کلا.
من روحیه ام داغونه و هیچکسی و ندارم باهاش حرف بزنم از همه دورم...به خودشم گفته بودم برنگرد برو من مثل قبل حالم خوب نیس اونی که میشناختیم نیستم ولی گوش نکرد و موند...همش دنبال بهونس به من گیر بده این و نپوش اونجا نرو این کارو نکن اونکارو بکن میشینه حرف میزنه از چیزایی که خودمم میدونم...یه کارایی و زور میکنه بم...
###خلاصه من نمیدونم تهش چیه صددرصد ازدواجم نیس چون سربازی ام باید بره فک کنم ۶سال،میخوام رابطمون تموم شه ولی نمیدونم چیکار کنم چجوری...###