2777
2789
عنوان

اعتیاد به کار😔

350 بازدید | 8 پست

دوستان مشکل خودم نیست، مربوط به یکی از نزدیکانمه.

شوهر هم شغل دولتی داره ( تخصصی و شیفتیه) با حقوق ۱۰ تومن و شغل آزاد با درآمد احتمالا بالای ۱۵. ۶ ساله ازدواج کردن خونه ماشین باغ همه چی خریدن. 

چشم پاک، دست و دل باز، مهربون و...

خانم خونه‌دار

اما آقا به هیچ وجه اهل تفریح نیست. با اینکه درآمد خوبه و همه چی هم برای خانمش می‌خره و بیشتر پولا دست خانمه اصلا دوست نداره مسافرت و تفریح معمولی هم بره. برای اینکه مدت زیادتری کار کنه، حتی به دروغ می‌گه شیفت اجباری‌ام در حالی که تو مغازه‌اشه و می‌تونه بیاد خونه. از خوابش می‌زنه که کار کنه. شبا ۱۰.۵، ۱۱ میاد شام می‌خوره، فیلم می‌بینن و دوباره کار😐 

خانم کلی صحبت کرده و گفته که این وضعش نیست. حتی یه سفر درست و درمون و بی دلخوری هم تا حالا نرفتیم و انگار نه انگار. پدر آقا هم همینطوره و بچه‌هاشم اینجوری بار آورده. 

حالا خانم می‌گه دارم جدی به طلاق فکر می‌کنم وقتی همیشه تنهام و تفریحامم تنهاییه. 

نظر شما چیه؟

نویسنده‌ی سه اثر چاپ شده و  روزنامه‌نگار  کلیک===>خاطره زیبای زایمانم

آقا حتی یه مهمونی خونه مادرزن و خواهرزن ساده رو هم تا جایی که بتونه می‌پیچونه و یا اگه بیاد دیر میاد که مدت بیشتری سرکار باشه. خیلی وقتا از بس کم خوابی داره خواب آلوده.

نویسنده‌ی سه اثر چاپ شده و  روزنامه‌نگار  کلیک===>خاطره زیبای زایمانم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ینی چی تا بیدی به مجنون میتابه طلاقو طلاق کشی راه میندازین

منم همینو می‌گم. ولی می‌گه وقتی همیشه تنهام چه شوهری؟ فقط برای خودم مسئولیت زندگی درست کردم. 

تا حدی بد شده مادرزن هم می‌گه دیگه نمی‌خوام با دومادم حرف بزنم. انقدر خون به جیگر بچه‌ام کرد. 

چند بار که مسافرت  در حد شمال و مشهد رفتن فقط دعوا بوده. چون آقا هیچ جا برا تفریح نمی‌رفته. یا حتی وسط مرخصی گفته بهم ماموریت خورده و زودتر برگشته. 

نویسنده‌ی سه اثر چاپ شده و  روزنامه‌نگار  کلیک===>خاطره زیبای زایمانم

این که داستان زندگی منه

در کنارش ماموریت هارو هم اضافه کن

بخاطر ماموریت کاری کل ایرانو گشته ،بعد چند سال مارو یه شمال برد.دلم هوای حرم کرده.میخوام به مامانم بگم باهم بریم

ولی به طلاف فک نمی کنم.فکر احمقانه ایه و دو تا مسافرت نرفتن دلیل نمیشه

این که داستان زندگی منه در کنارش ماموریت هارو هم اضافه کن بخاطر ماموریت کاری کل ایرانو گشته ،بعد چ ...

فقط مسافرت نیست. عدم خوشی و هیجان و تفریحه و تنهایی.

نویسنده‌ی سه اثر چاپ شده و  روزنامه‌نگار  کلیک===>خاطره زیبای زایمانم
همه ی اینا تو زندگی منم هست تنهایی تو شهر غریب.باز این دوستت با خانوادش تو یه شهرن

خودشم درونگراست. خیلی دوست و رفیق نداره. 

یعنی ببین من برای فردا اوکی کردم بریم یه جا بیرون شهر با چند تا دوست خونوادگی، آقا گفته بود آفم و بریم. الان می‌گه نه شیفتم. 

من اصلا به خاطر اونا برنامه ریختم که یه کم بگردن بعد اینجوری. 

نویسنده‌ی سه اثر چاپ شده و  روزنامه‌نگار  کلیک===>خاطره زیبای زایمانم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108