من قبلا عاشق یکی بودم باهاش دو سال بودم تا فهمیدم بهم خیانت کرده باهاش کات کردم کلی معذرت خواهی کرد گفت بدن تو نمی تونم منم باز برگشتم اما یکی دو روز نگذشته بود گقتم نمی تونم دوسم داشتی نمیرفتی خیانت کنی اما بی اندازه عاشقش بودم واقعا شکستم اونم کلی نفرین کرد که عاشقتم بدون تو ننی تونم الهی خودتم اینجور بشی
۵ ۶ ماه گذشته تا اینکه چند روز پیش دوستم گفت تا کی میخوای تو فکر اون باشی اگه دوست داشت خیانت نمیکرد الانم معلوم نیس با کیه اون وقت تو گریه میکنی بعد گفت بخدا ی پسر فامیلمون از تو خیلی خوشش امده عاشقت شده بیا فقط ی هفته حرف بزن بدت امد بهم بزنم پسره خیلی خوبه مهربونه اصلا دعوا بلد نیس خیلی سادس خیلی پول دار اما قدش و قیافش متوسط
حالا اون ب کنار اونیم که عاشقش بودم برگشته نیگه بخدا نمی تونم غلط کروم هر چی تو بخوای میکنم تا فراموش کنی کارمو
چیکار کنمممم مننن