امذوز همش کلکل شوخی میکردیم هرچی دلش میخواست میگفت به بهانه شوخی به دل نگرفتم گفت اشغالا رو بنداز گفتم من نمیندازم گفت به چه درد میخوری تو گفتم تو دیدی فلانی اشغال بندازه که منم بندازم حالا داشتیم شوخی میکردیم بعد گفت تو بنداز گفتم حداقل مثل اون که شوهرش براش طلا میخره برا منم بخر بهش برخورد
هرچی دوست داشت گفت تو حتما مثل اون نیستی اون برا شوهرش خوبه من برا خودم چی خریدم که براتو نمیخرم وفل ...
عزیزم مردا زود عصبانی میشن..شما ببخش شما بزرگواری کن...همیشه تو رابطه باید یکی کوتاه بیاد تا رابطه به قشنگی قبلش برگرده...منو ببین کوتاه نیوومدم چندساله دارم میسوزم...طلاق در دوران عقد...💔