دو روزه هی جیممیشد میگفت کار دارم.بعدش فهمیدم برادرش تصادف کوچیک کرده دنبال کارهای ماشین اون هست. کلا همچین چیزی قایم کردن داره؟ هر چیز ساده ای تو خونشون بشه من بی اطلاعم. در حالی که خاله زنک هم نیستم اصلا تو زندگیمکوچکترین اهمیتی ندارن. شوهرمم یک سره با اونها و مشکلات اونهاست. واقعا من که اینهمه زندگیم درگیر زندگی اونهاست باید بی اطلاع باشم و دروغ بشنوم؟خیلی رو مخمه
همسر منم معمولا خبر بخصوص یا اختلافی باشه بفهمه نمیگه . چیزای معمول مثل تصادف اینا نه . اما در عوضشم حتی یک کلمه از کارا و تصمیمات زندگیمون رو هم اونجا نمیگه. خودمم همینطورم .علاقه چندانی هم ندارم مسائل خصوصیشونو بدونم
دیروز تا عصر تعمیرگاه بوده به من گفته که تو اداره کار واجب دارم. من با بچه دو ساله تازه هماسباب کشی ...
ببین مردی که مسائل خانوادش نمیاد بگه مسائل زندگی خودشم به اونا نمیگه برادر شوهر من ای مدلیه کلا اهل خبر بیار ببر نیس ولی خیلی کمک خانوادش میکنه هواشو داره
ما گناه رو نمی بینیم مگر انکه زنی مرتکب آن شود ...!