مردم از چشم تو چشم شدن و سلام دادن فراری ان..همش یه جوری ازش در میرن.
تو می خوای سلام کنی اون نگاهشو میگیره که یه وقت خدای نکرده بلا به دور یه وقت بهش سلام نکنی
... عجیبا" غریبا...
میلیاردها انسان در جهان متولد شده اند ولی هیچ یک اثر انگشت مشابه ندارند.. " اثر انگشت تو امضای خداوند است "که اتفاقی به دنیا نیامده ای و دعوت شده ای ..تو منحصر به فردی ، مشابه یا بدل نداری .تو اصل اصل هستی و تکرار نشدنی ..وقتی منتخب بودن ومنحصر به فرد بودنت را یاد آوری کنی ،دیگر خودت را با هیچ کس مقایسه نمیکنی و احساس حقارت یا برتری که حاصل مقایسه کردن است از وجود تو محو خواهد شد ..
میلیاردها انسان در جهان متولد شده اند ولی هیچ یک اثر انگشت مشابه ندارند.. " اثر انگشت تو امضای خداوند است "که اتفاقی به دنیا نیامده ای و دعوت شده ای ..تو منحصر به فردی ، مشابه یا بدل نداری .تو اصل اصل هستی و تکرار نشدنی ..وقتی منتخب بودن ومنحصر به فرد بودنت را یاد آوری کنی ،دیگر خودت را با هیچ کس مقایسه نمیکنی و احساس حقارت یا برتری که حاصل مقایسه کردن است از وجود تو محو خواهد شد ..
من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرف ها و صداها می آیم و این جهان به لانه ی ماران مانند است و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمی ست که همچنان که تو را می بوسند در ذهن خود طناب دار تو را می بافند... فروغ فرخ زاد
آرزوی من، آزادی زنان ایران و تساوی حقوق آنها با مردان است.من به رنجهایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بیعدالتی مردان میبرند، کاملاً واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آنها به کار میبرم. آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیتهای علمی، هنری و اجتماعی زنان است.(فروغ فرخزاد)
من حتی أدم فوق العاده کم حرفی ام. یعنی از اونا نیستم که سر صحبت و باز کنم برم تا فیها خالدون طرف... که نخواد باهام سلام علیک کنه و از ادامه اش بترسه... نهایتش میگم سلام..خوب هستین؟ همین.. همشونم منو میشناسن که کینه ای و بدخواه نیستم. باز در تعجبم.
راست میگی جلوه جون.. الان یادم اومد خونه رو که تازه گرفته بودیم و اومده بودیم توش...قبلش یه سال خالی بود..بعد اولین بار من اومدم کفشم و بذارم. خانم همسایه روبروییمون تو اپارتمان پشتش و کرد بهم و همون حالتی رفت پایین. من کمی صبر کردم شاید روش و به من کنه رسم ادب و به جا بیارم بهش سلام بدم... خخخخخ چه خیال خامی. به نظرم خیلی زشت بود اونجوری.
خب همین فرهنگ سنتی ما جمع گرا و خانواده گراست . پس ذاتمون اینه که جمع گرا باشیم از طرفی دوست داریم مثل غربی ها مدرن و فرد گرا باشیم حالا این دوتا با هم قاطی شده و وابسته ی شبکه های اجتماعی شدیم یعنی دوست داریم تو تنهاییمون بین جمعیت باشیم.
دانش حقیقی این است: همه بدانیم که نادانیم.سقراط
http://iranam.blog.ir