منم بهم برخورد دیگه گفتم مگه وسایل واسه خونه ی خودتم نبوده؟ ، بعد ک هعی گف کم بوده و چیزی نبوده منم گفتم از کل خاندانت وسایل بیشتر خریدیم
شعور نداشتی یه کلمه از مامانم تشکر خشک و خالی کنی؟
شرو کرد فحش دادن به خودمو بابام
بعدم گف برو درخواست طلاق بده ، منم گفتم از سگ کمتری خودت نری درخواست بدی
بعد بازم فحش و منم هرچی گف جوابشو دادم ولی ب خانوادش هیچی نگفتم
بعد زنگ زد ب گوشیم ج ندادم
ز زد خونمون ج ندادم بابامم خونه بود هی میگف کیه گفتم سعیده گف خب خودت بهش ز بزن
دوباره ز زد گوشیم مجبور شدم ج دادم
گف این چه حرفاییه بهم زدی! تازه اون طلبکار بود
منم گفتم جواب حرفاتو دادم ، داد زد گوشیو بده مامانت ، مامانمم خدارشکر خونه نبود رفته بود حیاط و صدامونو نمیشنید
گفتم مامانم خونه نیس یهو عربده کشید پشت تلفن ک گوشیو بده مامانت
منم قط کردم
بعد مامانش ز زد خونمون منم سریع ج دادم
اونم معلوم بود حسابی ترسیده بود گف چیشده و چتون شده منم بهش گفتم سعید بخاطر اینک اومده بازار دعوا راه انداخته و گوشیشو بگیر ببین چیا گفته بهم
اونم حقو داد ب من ، یهو دوباره صدای عربده شوهرم ازونور گوشی اومد
مادرشوهرمم گوشیو قط کرد 😑