انشالله به هر آنچه آرزوشو داری برسی❤
من تا ۲۵ سالگیم کنترل زندگیم و خواسته هام کلا دست خودم بود.تصمیم میگرفتم درس ادامه بدم یا نه ،یا ازدواج کنم یا نه یا شغلمو... دوست داشتن تنهاییم...
تا ۲۵ سالگی من حتی یه دوست پسر هم نداشتم.خوشم نمیومد بازیچه کسی بشم
از ۲۵ سالگی یه نفر اومد تو زندگیم و شد تموم باورم.انصافا هیچوقت هم بهم بد نکرد.باهاش خوشبخت ترین بودم اونم با من
اما خانواده ش راضی نشدن و بعد ۶ سااال سه ماه پیش ازم جدا شد و رفت
از بعد رفتن اون کامل زندگیم،تصمیماتم،روحیاتم همه چیزم رشته ش از دستم در رفته و دیگه حتی حالمم دست خودم نیست.
همیشه بغض دارم و گریونم.همیشه حالم خرابه..انقد اون تو زندگیم حضور داشت که یهویی رفتنش بینهایت تنهام کرده و دارم درد میکشم
چندبار تلاش کردم باز عاشق بشم ازدواج کنم که از درد این تنهایی خلاص بشم.نه بخاطر رفتن اونااا کلا دوست ندارم جز آدمایی باشم که غمگین و ماتم زده ن
تلاش میکنم زودی خودمو نجات بدم ،اما هر بار به بن بست میخورم
از یه مرد ۴۶ ساله مطلقه خوشم اومد ،تنها مشکل پولدار شدنش بود ،اما اون گفت بهتون احساسی ندارمو بهتره وابسته من نشید
در کل اینا رو گفتم بدونی من اوضاعم انقد داغون شده که نمیتونم کاری برای خودم بکنم
اما تو ببین چی میخوای از زندگیت و چی حالتو خوب میکنه.همونو انجام بده