جدای اتلیه ، یه عالمه عکس تو محضر دارم اما وقتی داشتم تازه میدیدم شون حالم بد شد از خانواده خودم و بخاطر اخم و تخم های الکی اون روزشون ...
نمیدونم با عکسا چیکار کنم دارم فک میکنم بندازمشون دور ...
پدرم انگار میخاست تجارت کنه به چشم خریدار به همه چی نگاه مبکرد
مادرمم ....
عکسا رو دیدم خیلی حالم بد شد