شماره زنی رو که شوهرم بهش شماره داده بود پیدا کردم جلوی خودشو مادرش بهش زنگ زدم زنه همه چیزو گفت گفت که شوهرم بهش شماره داده با هم حرف میزدن من قبلا شک کرده بودم بهش میگفتم به جون بچم قسم میخورد که خیانت نمیکنه
اخه ادم به جون بچش قسم دروغ میخوره مگه میشه بچش براش مهم نباشه زنگ زدم به بابام که بیاد دنبالم میگه اگه بیایی بچتو نمیتونی با خودت بیاری اخه من چجوری بچمو ول کنم
هیچوقت پشتم نبوده اینام فهمیدن من نمیتونم جایی برم خیالشون راحت شده بگین من چیکار کنم دارم دق میکنم دلم برا بچم میسوزه😔😔😔😔