من دوبار تجربه اش کردم هر دوبار هم یهویی گرفتم موقع کرفتن پسرم اشتباه بزرگی کردم که یه روز از خواب پاشدم گفتم دیگه بسه هسته شدم شیر نمیدم یهو کرفتم بدون هیچ امادگی چون پسرم اصلا راه نمیومد واسه تدریجی بزرگترین ضربه رو بهش زدم به خودمم همینطور پسرم خیلی راحت از شیر گرفته شد اصلا حتی یه بارم درخواست شیر نکرد یا بهانه نگرفت ولی با این حال به نظرم اذیت شد از لحاظ روحی چون اون موقع سه تا بچه شیر خوار تو خانواده داشتیم که مدام در ارتباط بودیم جلو چشم پسر من به بچه هاشون شیر میدادن شوهرمم بهشون کفته بود حواستون باشه این بچه گناه داره همینطوری شیر دادن شمارو نگاه میکنه دوتاشون مراعات میکردن ولی یکیشون و که هیچوقت نمیبخشم مراعات که نمیکرد هیچ به پسر منم تعارف میکرد به نظرم این بدتر از یهویی گرفتن از شیرش بود
دخترم هم یهویی گرفتم ولی سه ماه تموم راجع به اینکه بزرگ شده نباید دیگه شیر بخوره باهاش صحبت میکردم روزی چند بار بهش اینارو میگفتم دخترم وابسته تر بود ولی راحت تر کنار اومد منظورم اینه تو روحیه اش تاثیر نداشت کسی هم دورمون نبود که شیر خوردن اون و ببینه و اذیت بشه شبا بیدار میشد تا دو شب گریه میکرد منو میزد بعد میخوابید بعدش هم که دیگه خوابید تا صبح
اگر میتونی تدریجی بگیری که تدریجی بهترین روشه من نتونستم چون بچه هام به شدت وابسته بودن و با تدریجی گرفتن بیشتر اذیت میشدن