یه مدت دچار تپش قلب میشدم و به شدت استرسی هستم به شدتتت
و وسواس فکری شدیددد
امروز برای اینکه خیالم راحت شه مادرم منو برد چکاپ کاملقلب
هم اکو گرفت دکتر هم نوار قلب
به دکترگفتم من اونموقع حتی بچه بودم وقتی مادر پدرم داشتن جدا میشدن من استرس داشتم اصلا ناراحت نبودم ولی استرس داشتم
بعد از اینکه از اونجا اومدم بیرون مادرم داشت با دکتر حرف میزد من بیرون کلی زدم زیر گریه که قلبم یه مشکلی داره مامانم بهمنمیگه
من اول اکو گرفتم تپش قلب داشتم دکترگفت قرص پراپونولول بخور ۲۰ دقیقه بشین دوباره بیا اکو
بعد گفت استرسه اخرشم قرص ارامبخش و قرص پراپونول ۲۰ وقرص خواب داد
من مادرم هم پای من گریه کرد گفت به کی قسم بخورم باور کنی چیزیت نیست هی میکفت به امام حسین به جون خودت چیزیت نیست گفتم پس چرا اومدم بیرون دکتر باهات حرف زد گفت راجب این بود که بهت استرس ندیم
بعد من انقدر اشک تو چشام جمع شد مامانم درمونگاه داشت امپول میزد گفت اینجا دکتر هست بیا بریم جواب اکو و نوار قلب نشون بدیم خیالت دوباره راحت شه اون دکترم گفت اوکیه
اومدم خونه متخصص قلب نوبت گرفتم تو گوشی عکسارو واسش فرستادم اینم گفت اوکیه ولی نمیدونم تو دلم شکع
ببخشید زیاد شد:)))۱۶سالمه