ما خواستگاری اومدن دو هفته مونده بود به عقد تا کارارو جور کنیم واسه مراسم مامانم فوت شد
همونطور تو نشان موندیم منتظر تا عید پیش رو بیاد و بگذره بعد عقد کنم خودم نخواستم با این که شرایطم خیلی سخته
خونه عمم اومدم زندگی میکنم ولی نامزدم خیلی نمیدونه این مسائلو بگذریم
نشان من گرفته شد با دوتا النگو
قرار بود برای عقد نیم ست گرفته بشه برای زیر لفظی و حلقه ست
همون تایم که نشون من گرفته شد که کلا واسه من ۴۷ تومن تموم شد مامانش ۸۶ تومن طلا برداشت
من نمیدونستم که پولشو نامزد من قرار بده بعدش فهمیدم انداختن گردن این دیگه چیزی نگفتم (از اول میدونستمم نمیگفتم زبون ندارم😂)
الان مراسم ما داره میوفته تابستون چون اقا هنوز داره قسط طلای مامانشو میده طلا رفت بالا نتونست تموم کنه
حالا شاید فکر کنین نامزد من خیلی شغل خوبی داره
نه تکنسین ازمایشگاه ماهی کلا ۱۲ تومن میگیره
من پخمه بااااز چیزی نداشتم بگم
ولی خانوادم عید بگذره صداشون درمیاد عمم دیگه خونش نگهم نمیداره