2777
2789

ما خواستگاری اومدن دو هفته مونده بود به عقد تا کارارو جور کنیم واسه مراسم مامانم فوت شد

همونطور تو نشان موندیم منتظر تا عید پیش رو بیاد و بگذره بعد عقد کنم خودم نخواستم با این که شرایطم خیلی سخته

خونه عمم اومدم زندگی میکنم ولی نامزدم خیلی نمیدونه این مسائلو بگذریم

نشان من گرفته شد با دوتا النگو

قرار بود برای عقد نیم ست گرفته بشه برای زیر لفظی و حلقه ست

همون تایم که نشون من گرفته شد که کلا واسه من ۴۷ تومن تموم شد مامانش ۸۶ تومن طلا برداشت

من نمیدونستم که پولشو نامزد من قرار بده بعدش فهمیدم انداختن گردن این دیگه چیزی نگفتم (از اول میدونستمم نمیگفتم زبون ندارم😂)

الان مراسم ما داره میوفته تابستون چون اقا هنوز داره قسط طلای مامانشو میده طلا رفت بالا نتونست تموم کنه

حالا شاید فکر کنین نامزد من خیلی شغل خوبی داره

نه تکنسین ازمایشگاه ماهی کلا ۱۲ تومن میگیره

من پخمه بااااز چیزی نداشتم بگم

ولی خانوادم عید بگذره صداشون درمیاد عمم دیگه خونش نگهم نمیداره

برای شفای خواهر دوقلوی معلولم صلوات بفرستی ممنون میشم💖

نمیتونمم بگم

چون فکر میکنه تو هفته چند روزشو پیش زن بابامم چند روز خونه عمم البته میدونه زن بابام خیلی دوست نداره برم خونه بابام

ولی نگفتم کلا اینجام

برای شفای خواهر دوقلوی معلولم صلوات بفرستی ممنون میشم💖

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان


ننه اش تشریفشو ببره طلا رو پس بده و پولو پس بگیرید هرچه زودتر زنیکه گوه خودخواه.

🩷سزاموئید=اصطلاح آناتومیکال برای استخوان های کنجدی بدن؛الهام گرفته از جثهٔ ریزنقشم(اردیبهشت 1403)|| من تنهاییام رو کشیدم،حسرتام رو خوردم،حس مضخرف ناکافی بودن رو بیشتر از هرکسی از نبودنات و نخواستنات تجربه کردم،فرصتام رو هم دادم،دیگه درست هم بشی و بیای سراغم منم که دیگه "نمیخوام".(29فروردین1404)||من تمام خاطراتی که حتی در ذهنم از تو داشتم را پاک کردم دیگر تمایلی برای فکرکردن به آنها ندارم، خاطرات خوبت حسرت و نفس عمیقی را در من زنده میکند و خاطرات بد ات نفرت و دل شکستگی را، هیچکدامشان را نمیخواهم یادآوری کنم، از تو برای من فقط یک حس به جا مانده، یک حس قدیمی و کمرنگ که گه گداری از دلم میگذرد... (10تیر 1404)|| فکرمیکردم از تو درمان شده ام، مثل مخدری که از خون بیرون میرود. خواستم بنویسم سم، دلم نیامد. هم آینده ای برایمان وجود ندارد و هم ترک عادت فکرکردن به تو برایم غیرممکن شده است. هم نمی‌خواهم برگردی و هم دلم برایت تنگ شده، نمی‌دانم اگر دوباره پیغامی از تو بگیرم چه حسی خواهم داشت(27 تیر 1404)|| پس از تو، دیگر پذیرش نبودن ها، رفتن ها و پذیرش اینکه انسان ها نا امید کننده اند برایم راحت تر است (16شهریور1404)|| از من انسان جدیدی ساخته شده،کمی بی عاطفه تر کمی قدرتمند تر، کمی اجتماعی تر، اما در حق مردم مهربان تر شده ام، هنوز اعتقاد دارم اعمال انسان به او برمیگردد، از نگاه به گذشته بدم می آید، گذشته برای من تمام شده(1 آذر 1404)|||

از الاننننن اینجوری کنن تاآخر بدبختی بنظرم به یه بزرگتر بگو بهش بگه اگه میخوان مراسم همون عید بگذار بشه وگرنه کنسل بشه بنظرم بایدددد انقد نامزدت خواهانت باشه ک ب اب واتیش بزنه عقد کنین خودش باید بفهمه سختهدخونهدمرد زندگی کردن

روحمادرتونشاد

پدر پشتم‌شکست از رفتن تو/پدر شادی تموم شد توغم‌تو  همیشه بزرگترین آرزوم این بود پاهای بابام و‌ببوسم ولی هیچوقت روم‌نمیشد خجالت میکشیدم روزی که تو‌سردخونه دیدار آخرم بود نشستم کف سردخونه و‌چنددقیقه بی وقفه پاهاش و‌بوسیدم بدون هیچ‌خجالتی بدترین لحظه عمرم بود که از خودم تاهمیشه متنفر شدم توروخدا هیچوقت هیچوقت خجالت نکشید از بوسیدن دستای پدرمادرتون‌نذارین خدای نکرده ی روز این نوع بوسیدن تجربه کنید.درسته بعد بابام نفس میکشم ولی زندگی نمیکنم اصلا فقط به اجبار روزهامیگذره چون چاره ای ندارم ولی وقتی تموم جانم دیگه روزمین نیست منم نیستم روحم‌نیست جسمم که ادامه میده هیچوقت دیگه ادم قبل نمیشم🖤🥀خیلی دلتنگتم بابای مهربونم بابای خوبم خیلی قلبم تحمل این حجم دلتنگی نداره🥀🥀🥀

بابات چه زود زن گرفته

مادرشوهرت چقدر ظالم بوده در برابر جیب بچش

سعی کنید زود عروسی کنید دور شید از هر دو خانواده سمی

فقط 28 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

خداجون مراقب بچه هام باش❤💗💖

عزیزم شرایطتت سخته خب با نامزدت صحبت کن شوهرت پدرشون در قید حیاته

اره پدر و مادرش قید حیاتن تک تومنی کمک نکردن

با این که درامدش بد نیست پدرش سرهنگ

برای شفای خواهر دوقلوی معلولم صلوات بفرستی ممنون میشم💖

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792